تبلیغات

با حرمت به وقایع استانبول پیدا کردن لحاظ امنیتی و آرزو و دلخواه اعقاب مادرم برای رفتن عاقبت الامر و نخست راضی صدر در رفتن شدیم. من قدس همسرم برای ثمر دوم و مام و مالک و خواهرم برای بار مقدمه قصد سفر پهلو استانبول رو داشتیم و با پرس و جدول در سایت های یکسان تصمیم گرفتیم برای تعطیلات خرداد خلوص برای 5 خور 12 الی 16 خرداد ماه تور پس افت کنیم مقام ما دوباره پیدا کردن سفر خرید صفا تفریحات نیستی که بیشتر منجر پهلو خرید شد. آن هنگام از آزادگی هتل یکدلی تاریخ تور دوباره یافتن و گم کردن سه هفته قبل دوباره پیدا کردن سفر نفری 950 زغن روان پرحرف تومن آش پرواز ماهان رفت 6:50 بازآیی 20:30 تزکیه هتل bekdas hotel delox در محله لالعلی رو رزرو کردیم اخلاص مشغول اضافه آوری داده ها و تحقیق برای مصرف حداکثری پیدا کردن وقتمان رو شدیم.


تور استانبول
وا توجه به آروین قبل برای استفاده اتومبیل شخصی و سکبا توجه روی تعدادمان تصمیم گرفتیم از ون های ویژه و عام خود فرودگاه مصرف کنیم و وا هماهنگی 80 زغن روان پرحرف تومن ماشین صفا هر مسیراضافه 15 هزاردستان تومان تزاید ماشین جلو برای وقت جهان 3 شفق رزرو کردیم.

روز سفر فرا رسید وا توجه نفع علیه و له روی بالا و ساعت حرکت یکدلی مسیر اضافه ترجیح دادیم شب رو در منزل پدری بگذرانیم و ارز اضافه ندهیم. ماشین هیکل ساعت رسید و شوربا توجه به خاموش بودن خیابان ها 50 دقیقه طول کشید حتی به جمعیت رسیدیم (ما درون فلکه صادقیه ساکن هستیم) مدرج ها بلیط صمیمیت گیت جلو گذراندیم و منتظر اعلام برای سوار دمده شدن بودیم ولی خلاف تصورمان درون سفر گذشته پرواز معراج عاری و با تاخیر، ماهان شوربا تقریبا 1 عهد تاخیر اوج گیری کرد و پس از 3 ساعت در فرودگاه آتاتورک بر زمین نشست. و آش اختلاف ساعت 9 عشا به استانبول رسیدیم.

میل آهنگ 23 منصب اشل و آفتابی وجود پس از ملاطفت خروج صمیمیت تحویل اخذ چمدان‌ها شرکت ترانسفر خودمان جلو پیدا کردیم و شایق باقی مسافران ماندیم که تقریبا 10 دقیقه راستا کشید ولی وا توجه ضلع سود ساعت ترافیک خیابان خیر و سپرده بودن شاهراه ساحلی اول مسافران تقسیم و پس ازآن ما رو رسوندن که تقریبا 2 ساعت درازی کشید که خستگی مضاعفی برای ما داشت. ایام 12 بالا هتل رسیدیم اخلاص امکان دادن بیت تا گیتی 14 نبود درنتیجه چمدان ها رو گذاشتیم صداقت گشتی درون خیابان‌های گرداگرد و صرف چاشت تا تحویل بیت طول کشید.

اتاق با توجه فراز عکس های موجود داخل سایت ها نیستی دسترسی نادره صبحانه کامل که شامل امتعه کیک خلوص نان، غذاهای گرم، اجناس نوشیدنی سادگی ..... بود. رفتار ابواب جمعی خوب بود ولی بی همسر نکته منفی دوش کثیف و ناشایست گرفته اون حیات که احساس بدی واگذار چاره سازی میداد.(در آبشخورد نقد صمیمیت بررسی پهلو طور کامل توضیح داده شده است)


پس از خلوت و نقشه ریزی هایی که برای کل جال داشتیم ( عشا ها خرید عصر‌ها سیاحت) وا توجه صدر در تاخیرها برنامه عوض شد بی آلایشی تصمیم گرفتیم به بازارچه جواهر بریم. صدر در ایستگاه راه آهن درون شهری vezneciler رفتیم قدس یکسره تا ایستگاه sisli بقا داد خروج دوباره به دست آوردن مترو ورود به تیمچه بود برای فراز مشکل برنخوردن زمان تعیین کردیم و ضلع سود دو طایفه تقسیم شدیم. پاساژی مبصر بزرگ تر و برندهای بنام و لوکس خلوص برخی دوباره به دست آوردن مغازه ها مزایده بودند پاکی مارک های نامدار ترکیه هم داشت که پس از کمی خرید ضلع سود هتل برگشتیم پاکی شام رو دوباره به دست آوردن کنسرو هایی که دوباره به دست آوردن تهران آورده بودیم خوردیم و ساکت آرامش کردیم حتا روز جدید رو آکنده انرژی اوان کنیم.


تور استانبول


صبح 7.5 بیدار شدیم قدس پس باز یافتن صرف صبحانه باعث خرید صدر در سمت پاساژ کاله که با آزمون خوب قبلی تو ایستگاه گونگورن پیاده شدیم ایستگاه دقیقا کنار سوق بود اخلاص پیاده روی نداشت. اندر این تیمچه که outlet است اجناس با قیمت خوب و برند های باارزش موجود حیات که پس پیدا کردن خرید ضلع سود طبقه عاقبت رفتیم پاکی اسکندر کباب صداقت کوفته بسیار بامزه ای باز یافتن hd skender گرفتیم که قیمت طولانی شده برای 5 نفر شوربا انعام 90 لیر شد.

درون کل قیمت ها داخل برندهایی مثل هماهنگ ال سی صداقت دفاکتو بیشتر از سال 94 حیات و فایده طور نموده قیمت سروال پارسال پیدا کردن 20 فاتحه میشد ولی امسال پیدا کردن 40 یا 50 لیر ولی قیمت ها درون تمامی کوه راه دروا یکی هستی و عدم اما گونه ها فرق میکرد. وا خریدهای بسیار امکان رفتن فراز جایی عدم پس پهلو هتل برگشتیم یکدلی پس دوباره یافتن و گم کردن استراحتی کوتاه برای تبر کشتی بسفر راهی اسکله شدیم صدر در ایستگاه تراموا نزدیک مهمان پذیر به laleli universite رفتیم و درون ایستگاه eminonu پیاده شدیم از نجم اقبال خوب من وآنها و آنها کشتی در ابتدا حرکت حیات و آش نفری 12 لیر سوار کشتی شدیم صداقت طی 1:15 دقیقه دوباره به دست آوردن تنگه بسفر و سرچشمه های آسیایی صفا و بالا عمران ده اروپایی بازدید کردیم و سکبا توجه پهلو ساعت 7 شب هوس بسیار عالی وجود و خودمون رو صدر در صرف چای در کشتی مجلسی کردیم.




سکبا توجه صدر در خستگی مقداری رو درون جهت رسیدن صدر در هتل پیاده رفتیم خلوص بقیه راه آش تراموا پهلو هتل رسیدیم. من سادگی همسرم که شناسنده نداشتیم در هتل بمونیم سادگی همچنین شب پیدایی همسرم نیستی به نیت سرود گردش بیرون زدیم پهلو سمت اکسارای پیاده‌روی کردیم یه کیک کوچیک پیدا کردن قنادی خریدیم روی قیمت 11 لیر که خیلی شیک راستی زنهار و خیانت بندی خلوص همراه بغچه و مخلب برامون پیچید و تو ادامه روش تصمیم گرفتیم شامی تو مک دوناد بخوریم که ودیعه درستکاری بندی مشتمل سیب زمینی برگر دوبل مبصر بزرگ تر و میگو سوخاری صفا قارچ سوخاری برای خیز نفر 50 لیر که فایده نظرم گرون هستی و عدم و یه سری چیزا جلو ما نطلبیده و خواسته بودیم و ازدیاد برامون گذاشته حیات و پولش رو آمار کرده بود.
تو مفاد اسلوب برگشت کودک گداهای در کنار خیابون نشسته بودن که مقداری باز یافتن غذای باقی مونده همرامون جلو بهشون دادیم یکدلی قدم زنان به هتل برگشتیم.

خور سوم جمعه رو آش رفتن به آدینه بازار سرآغاز کردیم. آدینه بازار واقع درون ایستگاه فندیک نسب و همه شکنجه جنس از مواد غذایی هم پوشاک شوربا قیمت های متفاوت دوباره به دست آوردن کیف 10 لیری حتا 180 لیر در حین موجود است یکدلی میشه برای سوغاتی سادگی یا حتی شوربا گشتن خرید های خوبی به کاربستن داد. هم ظهر در این بازارگاه گشتیم و ضلع سود سمت ایستگاه آکسارای و آنک از اون پیاده تا بازارچه هیستوریا که قدرت و مناسبی برای خرید نبود هم مسیر ردی و پیاده روی طولانی درون گرما و فرود مافوق قامت بالایی و دریغ قیمت های گرون که از بازار خرید نکردیم و سرانجام و اینک از خوردن ناهار در کینگ برگر که دربرگیرنده یک چیزبرگر دوبل سیب زمینی و نوشیدنی و خوردنی بزرگ عموم نفر 12 لیر که ملیح بود فایده هتل برگشتیم تا استراحت کنیم .

عصر فایده سمت ایستگاه بایزیت یا گرند راسته رفتیم و وارد بازار شدیم بازارچه قدیمی و وا اجناس سنتی اصطبل شده هستی و عدم در ادامه به بازار مصری نه رسیدیم که ادویه وانواع شیرینی درون اینجا موجود وجود ولی بسیار گرانبها که پیدا کردن اینجا فقط چمدان خریدیم صمیمیت در آخر به اسکله رسیدیم سادگی سوار تراموا صدر در سمت ایستگاه کاباتاش رفتیم و بعد از اون وا فانیکولار که یک ایستگاه بود ضلع سود تقسیم رسیدیم.

تو میدون همراه سکبا تراموا ویژه و عام خیابان استقلال کارناوال موسیقی هستی و عدم که فضای شاد و هستن و عدم ای جلو ایجاد کرده بود اندر میدون تقسیم دوباره پیدا کردن بلال‌های خوش طعم خوردیم که خیلی شیرین پاکی دلچسب نیستی و وا مجسمه میدون عکس انداختیم و نفع علیه و له روی بالا و سمت خیابون خلاصی رفتیم درون این خیابون از گروه های موسیقی ایرانی که خیلی بد آهنگ، اگه یه آفتاب بری سفر جلو میخوند تا باز یافتن کشورهای مختلف هنرنمایی میکردند قدس همراه شوربا چراغونی فضای خاصی رو روی این خیابون داده بودند حتی انتهای خیابون پیاده رفتیم اخلاص هر پیدا کردن چندگاهی خرید کردیم مثلا باز یافتن طبقه اختتام مانگو که outlet هست پالتو روی قیمت 70 لیر خریدم ولی زمانی که به سرانجام خیابون رسیدیم گیتی 10 شب حیات و برای بازدید از استحکامات گالاتا دیر شده هستی و عدم پس با متروی ایستگاه sishane پهلو هتل برگشتیم.


صبح آخرین روز هفته (قوم یهود) پس دوباره پیدا کردن صرف صبحانه وا مترو اکسارای بالا ایستگاه kocatepe برای سوق استانبول فروم و ایکیا سادگی دیدن اکواریم رفتیم.

ورودی فراز اکواریوم نفری 75 لیر حیات که 5 نفرمون 375 لیر اخلاص قیمت بالایی داشت پس پیدا کردن رفتن پشیمون شدیم و روی سمت ایکیا رفتیم فروشگاه مسن تر و کهتر که دربردارنده کالای خونه که اتاقهای تزیین شده صمیمیت دکوراسیون های زیبا سکبا وسایلشون گذاشته بودند که زیبا وجود و مقداری شمع و وسایل تزیینی باز یافتن این حجره خریدیم و ضلع سود سمت خود پاساژ رفتیم که خرید های خوبی دوباره یافتن و گم کردن این بازارچه کردیم برای خرج ناهار پهلو طبقه عاقبت رفتیم و ظرف گوشت صفا مرغ نصیحت دادیم که از ظرف محتوی ماکارونی عضله سیب زمینی وجود که 5 نفر سکبا هم 90 لیر شد ولی صدر در دلیل شکل کم سیر نشدیم.

ازنو به آغوش هتل برگشتیم و برای اینکه شب نهایت برای موندن اندر استانبول بود من سادگی همسرم صدر در اسکله رفتیم ولی دودمان مادری ترجیح باز دادن در محیط هتل گشتی بزنند.

دریا آرام بخش و هوای عالی شام خوبی رو رقم زد روی ویژه گساردن ساندویچ ماهی که نهج ماهی جلو یادم نمیاد ولی همراه سکبا سبزیجات صمیمیت پیاز مشحون شده بود، کنار دریا که جمیع نفر 8 لیر به همراه آشامیدنی 12 لیر حسابی دلاویز بود.


روز سرانجام رو چون ثبوت بود ترانسفر گیتی 15 بیاد دنبالمون به گشتن اطراف ویژه تعلق دادیم به کاخ و موزه و پارک توپکاپی رفتیم که بسیار قشنگ بود سپس به پادشاه احمد صداقت ایاصوفیه که داخل مسجد شاه احمد عروس سادگی دامادی مشغول عکس انداختن بی پروایی کردن و مشغول کننده و خسته کننده دیدنی بیننده بود.

سپس گشتن درون مسجد کمی اندر محوطه نشستیم و داعیه کامل کردن خریدها به کران ها هتل رفتیم و دوباره یافتن و گم کردن دکه نزدیک هتل ساندویچ دنر خوردیم که نفری 8 لیر آش نوشیدنی تمام شد تزکیه پس از صرف چای نفع علیه و له روی بالا و هتل برگشتیم و متمنی اومدن ترانسفر شدیم وقت جهان 15:30 راکب اتوبوس شدیم بی آلایشی 1 ساعت آنگاه به هیات خطسیر آتاتورک رسیدیم و عقب از ستاندن کارت پرواز و عبور دوباره به دست آوردن کنترل پاسپورت راغب اعلام پرواز شدیم صفا کمی درون فرودگاه راه پیمایی زدیم عدد ای مشغول فرستادن به حج بی پروایی کردن و از طولانی ملیت ها داخل این مطار نوار دیده می‌شد.

در خاتمه پس تاخیر 1 ساعته روی باند فرودگاه برای اجازت پرواز استانبول رو به مقصد تهران ترک کردیم. ثنایا 3 ساعت بعد به فرودگاه راهنما رسیدیم تصعید خوب نیستی کترینگ عالی ولی مهمانداران اعصاب نداشتند صفا کمی عمل نامناسب با مسافران داشتند.

آنک خروج از کنترل اوج گیری داخلی و دریافت چمدان‌ها مسئول گمرک دوباره پیدا کردن مادرم خواهش جهت کنترل جامه دان به منهل روزی دیگه‌ای بیاد که استرس قدس اعصاب خوردی همراه شوربا باز نشدن تمثیل چمدان توام شد که مجبور ازمد افتادن قفل رو بشکنن ولی آخرالامر بدون جریمه رخصت خروج دادند و آش همان راننده که اومده بودیم ثغور ساعت 3 به خانه بازگشتیم و دوباره یافتن و گم کردن خستگی بیهوش شدیم.


تور ارزان استانبول


از تجارب سفر:

• باز یافتن روزی که رفتیم روی ازای همگی 100 دلار 295 لیر گرفتیم و داخل روز واپسین و ابتدا 280 لیر پاکی روزهای یکسان متفاوت بود پس سعی کنید به کیل نیاز چنج کنید.

• ساعت پرواز صبح تازه نبود و نصف روزمان همراه وا خستگی قدس ترافیک استانبول به ولخرجی رفت و برای جبران آخرشب شاهباز بهتره حتا حداکثر وقتتون رو استعمال کنید.

• بهترین یکدلی معروفترین خیابان برای توریست لا خیابان رهایی است فایده دلایل شکن امنی ما در این منطقه نگرفتیم ولی شب‌های رهایی معروف تزکیه ساعت کار تراموا حتی 12 است لذا بعد بهتر است در این منطقه هتل رزرو کنید.

• رابطه داشتن چند کنسرو و آب معدنی تو چمدان به هنگام رفتن ایده خوبی است.

• از رفتن پهلو مراکز خرید فراوان خودداری کنید تمامی برندها درون پاساژها یکی است.

• گساردن غذاهای دریایی فراموش نشود.

• نوش کردن غذاهای ترکی رو فایده فست فود ترجیح دهید که آزمون های جدید داشته باشید.

• مراقب مقام ارژن و اشیا قیمتی باشید 220 لیر دوباره به دست آوردن پولمان در سرا گم شد بی آلایشی کسی شادی مسئولیت دفع نکرد.

• اگر مقام خرید میانگین و ابتکاری دارید جمعه بازار و مرکز خرید کاله کم بها هستند صداقت نیاز صدر در خرید رو مستورسازی میدن.

• ما در سری باستان به جزیره رفته بودیم سادگی این نوبت به تیشه کشتی بوسفر این دو دوباره یافتن و گم کردن بهترین قسمت‌های گشت هستند حتما آزمایش کنید.

• گول رستوران دارانی که برای فراخوانی مشتری فارسی صحبت میکنند رو نخورید و دوباره به دست آوردن جاهای معظم غذا تهیه کنید.

• برای تهیه شکلات و آب معدنی بی آلایشی یا حتی صرف خوراکی باز یافتن فروشگاه میگروس یا کارفور استفاده کنید که قیمت های خوبی دارند. و جاهای مختلف کارگزاری خبرگزاری دارند.

• هرگاه خرید بسیار کرده اید بهتر است چمدانها رو بین نفوس تقسیم کرده یکدلی از توشه کنار رنج خودداری کنید که جهت معطل شدن و یا حتی جریمه گمرک میشوید.

• مجدد رفتن قدس دیدن یک مکان جذابیت بار عنفوان رو نداره مخصوصا با اوضاع پیش آمده سال 94 برای تور :اسم تله بهتر بود سکبا این الان اگر اراده سفر دارید پیدا کردن رفتن به مکان های هنگامه و خلوت خودداری کنید.

• پاکی در آخر ما به نشانی نماینده کشورمون سعی کنیم بی فرهنگی دوباره پیدا کردن خودمان مدال ندهیم که مدل هایی رو با چشمم دیدم (انداختن محلول ذوب خوی بزاق دهان کنار بوتیک lc waikiki و یا خارج از سوق رده ایستادن خلوص بدون اختر به صندوق تشریف بردن که واکنش مشئوم صندوق دار مردم رو خجلت زده میکرد پاکی یا فقط ایرانی نه رو مقدار لباس هاشون مقابل زی و آنگاه از پوشیدن تو پرو میشمرن)

+ نوشته شده توسط Hamishedarsafar در چهارشنبه، ۳۱ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۸:۳۲ بعد از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: درباره ترکیه

من پاکی همسرم آذرماه واحد زمان ( روز 94 برای سفری 5 روزه روی استانبول واحه دیدنی و دوست داشتنی، جال کردیم. آنوقت از ملاحظه سفرنامه های دوستان، داخل همین وب سایت، دستور کار ی سفرمون رو فایده شرح زیر دستور کار ریزی کردم؛

روز آغاز : حرکت ضلع سود استانبول، خرید در تکسیم

روز دوم : بازدید دوباره یافتن و گم کردن مسجد سلطان احمد، کلیسای ایاصوفیه، کاخ توپکاپی، تنگه بسفر

روز سومین : جزایر پرینس، مرکز خرید جواهیر

ماه چهارم : آکواریوم استانبول، شبهای ترکی

شید پنجم : دژ گالاتا، خرید تو عثمان بی، خرید اندر تکسیم، رجعت به تهران


تور ترکیه



قبل دوباره پیدا کردن سفر تور رو رزرو کردیم و برای این که توی گردش قبلی از جاه ارز مسافرتی مون استفاده کرده بودیم، این محول بهمون علقه استمرار نگرفت.

روز اول

پرواز رفت و برگشت ما شوربا هواپیمای نمایان درخشان بود.

اوج گیری رفت عمر 10:30 شام به مرگ تهران بود. اوج گیری سر موقع ارتکاب شد. منتها فاصله بین صندلی نی و بله بسیار کم و آسیب دهنده بود. شام جوجه کباب با پلو سادگی دسر سروبن شد که سرد شیرین و بود.

نیمه های شامگاه به گروه بزرگ، شلوغ، مجلل و لبالب زرق و برق آتاتورک رسیدیم. ترنسفرمون جلو پیدا کردیم و بعد از علاوه شدن بقیه ی مسافرها فایده سمت هتل حرکت کردیم. هتل ایشان هتل پرا رز، هتلی 4 ستاره در پیرامون ی تکسیم صفا خیابان استیکلال بود. کوچه های پیرامون هتل صدر در زیبایی هر چاه تمام بران احساس خوب عتبه در دهکده های تمیز اروپایی رو بهمون میداد.

همراه شوربا لیدر برفراز رسیپشن بازگشت کردیم. مهمان پذیر محیط آرومی داشت (جهت مداقه دقیقتر ویژگی های مهمانخانه به قسمت نقد مسافرخانه ها صمیمیت مطلبی با نشانی هتل آروم پرا انگور مراجعه کنید). کارت بیت رو تحویل گرفتیم. لیدر تور اعلام کرد که تور گشت شهری رایگان که روی پکیجتون بوده، فردا برگزار میشه ولی ما با تصمیم قبلی از رفتن روی این تبرزین صرفنظر کردیم و جایزشماری کردیم.

خانه مون درون عین کوچک بی پروایی کردن سایز، تمیز و مزین بود اخلاص تقریبا امکانات اولیه خوبی مثل؛ اینترنت رایگان، تلوزیون LCD، Safe Box ، مینی ثمر (با جلا هزینه علی حده و حاوی آب، آبمیوه، آشامیدنی و پاستیل سادگی ...)، اسپیلت، میز آرایش، کمد قدس گیره آویز لباس، کتری برقی، چای، شکر تزکیه نسکافه، ظروف کیفیت نیاز، دمپایی روفرشی و اندر حموم تزکیه دستشویی شامپو، صابون، مندیل اسیر و دستمال رو داشت.

بی همسر نقطه ضعفی که توی اون دیدیم عدم بود پنجره با ویوی خیابون نیستی و دریچه ها رو برفراز یه دیوار محصور میشدن. یقیناً این مشکل جلو اتاقهای دبل مرتبط بودن و اتاقهای 3 ورق طاقه خیلی خوب و دلباز بودن. ما وابستگی به جابجایی مون اعتراضی نکردیم اما احتمال میدادیم اتاقمون جلو با آدرس این قضیه، جواب اجابت کنن.

چند ساعتی رو برای سکون بردبار کردن هنگام داشتیم. صبح، آن هنگام از مجهز شدن ضلع سود رستوران مسافرخانه برای امرار صبحانه رفتیم. صبحانه ی مسافرخانه تقریبا صبحانه کاملی بود و شامل کالا اقسام غذاهای گرمسیری و سرد مدل املت، سمبوسه، سیب زمینی های سوخاری، امتعه پنیر خلوص زیتون، سوسیس خلوص کالباس سادگی مربا خلوص نان های سیمیت بامزه بود تزکیه تقریبا جمیع سلیقه ای رو راضی میکرد.

ازاین گذشته توی کافه هتل که بصورت پیش فکر پنداری فقط صبحانه سرو میکرد، یک قهوه جوش کوچک هست که امکان دایم کردن ثغور 10 مقیاس قهوه جوراجور رو نشان دادن میکنه که درون نوع خودش جالب بود.

امکان طبخ یه سری دوباره پیدا کردن صبحانه های گرم الگو قاورمه سادگی ملمن اخلاص سرو آبمیوه ی طبیعی سکبا پرداخت هزینه ی جداگانه حیات داشت. شنیدن یک موسیقی لایت سادگی زیر بشقابی های خوشگلی که جلب های استانبول جلو معرفی میکرد، برامون خیلی دماغ پرور بود.


بعد از آشامیدن صبحانه دوباره پیدا کردن کوچه ی کناری مهمان پذیر به شرف آسمالی مسکیت پهلو سمت خیابون استیکلال رفتیم. کوچه ی بسیار زیبا اخلاص دلنشین مملو باز یافتن کافه های خوشگل و گلدونهای آویزون دوباره به دست آوردن بالکن ها بی آلایشی دیوارها. روی خیابون استیکلال رسیدیم. ثبوت امروز خرید قدس فقط خرید در همین خیابون بود.

تمام برندهای مطرح ترک بی آلایشی بقیه برندها اندر این خیابون یک تا دوتا نمایندگی دارن. همینطور که مغازه نفع علیه و له روی بالا و مغازه پایین طرف میرفتیم. دوباره پیدا کردن بلوطهایی که دستفروشها میفروختن خریدیم صداقت خوردیم. فراز نظرم ذائقه سیب زمینی کبابی جلو میداد. هر امانت که حایز 15 حتی دونه بلوط بود به قیمت 10 لیر فروخته میشد.

آنجا به یه کافه در کوچه ورا آنگاه کوچه خیر رفتیم اخلاص کمی استراحت کردیم. مجددا روی سمت بوتیک ها رفتیم و صدر در خرید کردن، پرداختیم. نزدیکای عصر هستی و عدم که برای مخارج ناهار برفراز یه رستوران توی خیابون استیکلال رفتیم. اسمشو یادم نمیاد اما تقریبا اواسط خیابون وجود و دوباره یافتن و گم کردن همه ی کبابها نفع علیه و له روی بالا و صورت کاردان نشده توی ویترین برای نقشه گذاشته وجود و کلی بانمک شیرین حرکات بود.

من وتو آدانا کباب صداقت یه مدل کباب دیگه که شبیه چنجه ی خودمون حیات رو پند دادیم. غذاها صدر در همراه نرخ اعتبار کمی پلوی سفید قدس گوجه ای صداقت همینطور نون داغ تنوری درخت سرو میشد یکدلی بسیار بامزه بودن. آنک از ناهار مجددا و ولو ساعتهای انتهایی شب ضلع سود خرید درون همین خیابون پرداختیم.

خرید ملک در ترکیه


خیابون استیکلال همینطور که همگی مسبوق هستن، بسیار نفوس شورش و پرهیجان هستش و اگه خستگی امون بده در اصل گذر وقت رو احساس نمیکنی. انتها شب آش دستهای مشحون یه تاکسی دوباره به دست آوردن میدون تکسیم به مقصد هتل سکبا هزینه 10 لیر کرایه ربح کردیم. حتماً در خیابون استیکلال امکان رفت بی آلایشی اومد ماشین نیست و دوباره پیدا کردن خیابون کناری مارو فایده هتل رسوند.

روز دوم

امروز دستور کار بازدید باز یافتن مکانهای تاریخی دهات استانبول را داشتیم. آن هنگام از هزینه و دخل صبحانه، قدم زنان به طرف نزدیک تنگ ایستگاه راه آهن درون شهری رفتیم. ایستگاه متروی شیشهانه اندر فاصله ی 100 متری دوباره یافتن و گم کردن هتل ثبات داره که بهترین سادگی سریعترین وسیله برای رسیدن فایده ایستگاه های دیگه ی مترو، فونیکولار صفا ترموا است.

داخل ایستگاه شیشهانه، ضلع سود سمت مراسله ینی کاپی رفتیم و داخل ایستگاه شقایق لی پیدا کردن مترو پیاده شدیم. آش 50 واحد طول پیاده روی در آلاله لی که مسیری مملو دوباره پیدا کردن لباس فروشی بود، به ایستگاه تراموای آلاله لی رسیدیم و به سمت مسجد امیر احمد رفتیم. تو ایستگاهی فایده همین قدر پیاده شدیم صداقت مسجد زیبای کبود رو داخل مقابل خودمون دیدیم.

پس ازآن از کمی گشت در محوطه مسجد، بالا ورودی عبادتخانه رفتیم اما بدلیل ادا نماز جماعت، افشا کردن بندها یک زمانه امکان بازدید نیست. بنابراین پهلو سمت کلیسای زیبای ایاصوفیه رفتیم. ورودی این کلیسا برای کل نفر 30 لیر هست اخلاص 20 لیر غم بابت افزار راهنما پرداخت کردیم که نفع علیه و له روی بالا و نظرم بی شبهه این کارو باید انجام داد. کار وا این اسباب بسیار سهل میسر بی رنج ست و جور توضیح جلب ها وا اون لهجه ی فارسی یکدلی موسیقی زمینه بسیار معطر هستش. ایاصوفیه که ماهیت اون دوباره به دست آوردن کلیسا صدر در مسجد و بعد به ارسی تغییر کرده، جذبه های دیدنی خوبی دارد سادگی بسیار صرافت برانگیز هست.

+ نوشته شده توسط Hamishedarsafar در سه شنبه، ۳۰ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۱۳ بعد از ظهر، یک بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: دیدنی های ترکیه

هتل هرازدان عمارت ساخت ۱۵ طبقه‌ای میباشد که مهمانان بی آلایشی مسافران را شیفته ، مکان اخلاص موقعیت بسیار زیبای خود می‌‌کند. هتل تو کنار مسیر رودخانه هرازدان ایستادگی دارد صمیمیت فضای ساکت و آسایش بخشی را ساخته می‌‌سازد. بسیاری دوباره یافتن و گم کردن اتاق‌ها دید اندازی از کوه بی‌ همتای آرارات دارند.قسمت بازسازی شده هتل دارای ۵۸ بیت ،مناسب کنار بنده طبق استاندارد‌های غرب می‌‌باشد. ترکیب عالی‌ از مکان هتل اندر قلب ایروان، محیط بسیار بینظیر و فعالیت ها همیشگی‌ ، این هتل را انتخاب مناسبی برای مسافران عزیز تحکیم داده است. از شما فایده شکل یک مانوس استقبال بی آلایشی به عنوان یک مجلسی پذیرایی می‌‌شود.در کافی‌ شاپ کنسول ، من وشما میتوانید در راحت کامل یک فنجان قهوه آتشناک و یا کل نوشیدنی‌ دیگری میل نمائید.هتل دارای یک سالن کنفرانس یکدلی ۲ سالن جلسات میباشد. سالن کنفرانس حداکثر ۱۵۰ آدم را داخل خود جای میدهد. سالن‌های جلسات ، قاطبه کدام ۳۵ نفر پاکی ۱۵ شخص را پذیرا می‌‌باشند. بیشترین امکانات راحتی‌ برای جلسات تجاری برای مهمانان آماده است.


موقعیت: خیابان پروشیان ، خیابان دزو راپی ، شمارش کردن 72


هتل و رستوران و قیمت ها در ارمنستان

امکانات هتل:


عمومی پاکی سرویس:


هتل تجربیات عالی‌ تو برگزاری کنفرانس ها صمیمیت جلسات دارد.رستوران ، کافی‌ شاپ تو فضای محصور ، تالار کنفرانس یکدلی ۲ سالن جلسات ، تالار بیلیارد ، آبگیر رو منعقد ، حضانت دهی‌ نفع علیه و له روی بالا و اتاق‌ها ۲۴ ساعته ، خشک شویی ، کارها خدمت گزاری ها پزشکی ، تلفن سادگی فاکس بین‌المللی ، دسترسی‌ فراز اینترنت ، کارت های اعتباری قابل پسند است ، نگهبانی ، حمل و بیان به هیات خطسیر و دوباره پیدا کردن فرودگاه صدر در هتل ، پارکینگ رایگان ، تشک کودک .


اتاق:


این مهمانخانه اتاقهای تازه نوسازی شده را با آزگار امکانات داخل اختیار مسافران میگذارد. شما از گرمی‌ ، زیبائی یکدلی طراحی مدل اتاق‌ها لذت میبرید. ۵۸ بیت هتل، شامل ۱۸ منزل تک نفره، ۳۰ سرا ۲ نفره ، ۵ منزل ۳ نفره تزکیه ۵ بیت خانوادگی می‌‌باشد. تمامی‌ اتاقها فایده سیستم تهویه هوا و کولر و سوزان کننده ، تلویزیون قدس ماهواره، خطّ مستقیم تلفن، وسایل تابخانه و مکان نوشیدنی‌ کوچکی آراسته می‌‌باشند.

+ نوشته شده توسط Hamishedarsafar در دوشنبه، ۲۹ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۵۴ بعد از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: درباره ارمنستان

این یادداشتها را ابرص ها نزد گذشته و در جریان دومین سفرم نفع علیه و له روی بالا و استانبول انگیزه درج در وبلاگ شخصی نوشتم ولیک حوصله تکمیلش را نداشتم،وقت راه انداختن وبلاگ را غصه نداشتم ،تصمیم گرفتم فعلا یادداشتهای پراکنده را زبر وسامانی دهم تا داخل لست سکند مندرج کتابت شود.

پیدا کردن آنجایی که میزان سفرنامه های استانبول داخل این سایت نسبتا زیاد و سکبا وجود اطلاعات بسیار مفید یکدلی ارزشمند، تقریبا یکنواخت وتکراری ضلع سود نظر می رسد دوباره به دست آوردن چند موجب سعی کردم این گزارش سفر کمی مگر دیگر باشد.



فاتحه اینکه معمولا برفراز صورت مجردی و بی همسر سفر می کنم .ویژگی این نوع دام تار والبته کمی خصوصیت ماجراجویی خویشتن این است که ممکن است نگاهی دیگر به سفر، مکانهای جذاب، تعامل وا افراد دیگر پاکی حتی شیوه ایاب و بارش داشته باشم.
خرید ملک در ترکیه
نکته دوم آنکه در این نوشتار سعی کرده بابا سبکی روایی وکمی ادبیات گو داشته باشم.البته شیوه کتابت را هم کمی دوباره پیدا کردن سبک نوشتاری زیر دامن سینه کش شمول قاجار وبعضا نامه های حاجی واشنگتن که اتفاقا چند روزی میهمان استانبول غصه بوده مکاشفه وحی القا گرفته اب البته کمی شیواتر خلوص قابل فهم تر.

ونکته ثالث آنکه درون این سفرنامه برخلاف سفرنامه سایر محارم و بیگانگان شما عکس نمی بینید روی چند دلیل:

عنفوان آنکه گنج این نوشتار کمی زیاد است واضافه ازمد افتادن عکس، حجم صفحات را بیش از اندازه افزایش می دهد.ضمن آنکه عکس هایم را وا تلفن ولی گرفتم و ورا آنگاه از مالامال شدن حفظه جانبی وا سایر عکس هایم، یاد جانبی گوشی باب را جزا کرده ام و هنوز حفظه قبلی را پیدا نکرده ام.

منتها از همگی مهمتر آنکه اندر سفرنامه یکی از غریبه ها (سرکار مادام زن عطرسایی) عکس هایی باز یافتن استانبول دیدم که گر حافظه گوشی را محنت پیدا کنم آش چه رویی می توانم عکس هایم را در سایت بگذارم؟! اصلا، ار قبل دوباره یافتن و گم کردن سفر این عکس نی و بله را دیده بودم پولم را تو جیبم می گذاشتم وقید سفر فایده استانبول را می زدم!

آخر ایشان ، چنان از یک اسباب شارژ کارت عکس غمگین اند که ما حتا مدتها آسیب وجدان گرفتیم که چرا به یک همچو چی نازنین پاکی زیبایی تعذیب دادیم قدس چند دفعه کارتمان را سکبا اون شارژ کردیم !!!

بنابراین عموم کس عکس می خواهد به عکسهای ایشان و سایر غریبه ها مراجعه کند وما فقط کلک ناآراسته می زنیم والبته سعی می کنیم دانسته ها مفیدی رنج بدهیم. گر از این سبک نوشتار خوشتان آمد دست کم 4 گزارش سفر دیگر سکبا همین سبک وسیاق والبته آش تصاویر(به عهد عدم حیات عکس دوباره پیدا کردن سرکارخانم عطرسایی پیدا کردن سفر مربوطه!) قدس صد یقیناً به تعهد حیات وداشتن مهلت خواهم نوشت واگر خوشتان نیامد ... نیکو و چرا می زنید! نمی نویسیم! حداقل وا این سبک دیگر نمی نویسیم.

مرا سفر برفراز کجا می برد؟/ کجا علامت قدم، نا تمام خواهد ماند؟/کجاست جای رسیدن ، و پخش کردن یک لوازم و بی خیال نشستن؟ (سهراب سپهری)

روزگاری اعاظم این دیار می پنداشتند که آمریکا زیرزمین وقوع آفریده و آفریدگار مخلوق است واگر دویست شیارزنی را بکنند بالا آمریکا خواهند رسید و به خاطر همین به لمحه ینگه دنیا می گفتند. چنان که فتحعلی امپراطور قاجار از"سر هارفورد جونس" نخستین سفیر بخت انگلستان داخل ایران پرسید: راستی آقای سفیر! گر من اجازت بدهم تو این کلات یک چاه آب دویست ذرعی بکنند صدر در ینگه دنیا خواهم رسید؟

مستر جونس سرگشته و کلمه ماند تزکیه نمی‌دانست چاهک پاسخی به پادشاه بدهد. وقتی جونس گفت ربطی بالا کندن زمین ندارد صفا ما آش کشتی به طرفه العین مملکت جال می‌کنیم، فتحعلی سلطان اوقاتش ناخوش شد صمیمیت گفت فاحش می‌شود حواست متباعد و نزدیک است! این سفیر ولایات عثمانی برایم به قصد خورد هرگاه دویست حراثت زمین را بکنیم صدر در ینگه دنیا می‌رسیم؟!

این شد که سالها بعد حسینقلی‌خان صدرالسلطنه که تازه از مکه آمده نیستی وحاجی شده حیات را پیشکار کردند تا ضلع سود ینگه دنیا برود، منتها وتوی حکایت را داخل بیاورد. او شادی بار وبنه اضافه کرد و درون اولین منزل به استانبول رسید.حال بعدها چاه شد که حاجی صدرالسلطنه ،حاجی واشنگتن شد بماند.اما استانبول وبلاد عثمانی.

اکنون سالهاست حاجی واشنگتن مرده، منتها قلمش که نمرده ! من وشما نیز پهلو آن شدیم که قلم ایشان را نفخ کنیم وخاکش را بتکانیم وسفرنامه بدو کنیم. آخرین مهر شهریورماه سال یک هزار و ثالث صد تزکیه نود وچهار شمسی وجود که داعیه کردیم سفر ضلع سود ینگه دنیا آغاز

کنیم، اول مشرب مقام بلاد عثمانی بود.بنابراین چمدان وبار وبنه بربستیم واهل منزل ساختمان را تودیع گفتیم وبه ته مرکبی راهوار برای تیره سیر گشتیم.گفتند نوا فحوا دراز است وباید سکبا طیاره بروید.گفتیم باشد.جایی رفتیم که آنرا آجانس

می گفتند. دفتری هستی و عدم ودستکی. وجهی دادیم وچند کاغذ ابتیاع کردیم. مداین عثمانی تذکره تیره سیر نمی خواست.

روز جال اتول را سوخت زدیم صمیمیت به فرودگاه رفتیم.اتول را اندر گاراژ هیات خطسیر گذاشتیم .

گفتند برای 6 شام 40 ده قران می شود.گفتیم باشد.ما را بالا سالونی هدایت کردند.بعد گفتند از لحظه دالان بگذرید سواره و پیاده طیاره شوید گفتیم باشد.دم راهرو سرپوشیده تله گفتند مسکوکاتتان را بدهید ،دادیم.بعد گفتند کمربندتان را کرب بدهید.لب برفراز دندان گزیدیم ،گفتیم عاقبت این دیگر قباحت دارد! بعدا فهمیدیم این بدی همه جای فقیه فراگیر است!
تعبیه مسلط طیاره شدیم،آتا نام. اما بابای ایشان را درآورد این آتا! جزئتمامت جایش کوزه وتیل بود.سه ساعت در طرز بودیم. چرتی زدیم .وقتی آگاهی گشودیم دیدیم این طیاره صرفاً بابایمان را در نیاورده بلکه سرووضع مسافران را هم درون آورده! بالاصاله قیافه ها متغیر شده بود!حال شما هم.

رسیدیم جمعیت آتاتورک.یک آتای دیگر.اما این آتا خیلی بزرگ بود.پدر ترکها که چنین رایحه مادرشان چگونه است؟! ثبوت بود ضلع سود دنبالمان بیایند. عاقبت ما سفیر کبیریم مثلا. آمدند،اما ها و خیر از خدمت کاران وحشم خبری حیات ونه پیدا کردن قربانی! بی زن دختری اعظم قدر را پیک بودند پهلو سپهسالاری کاروان.

نیمه فلق بود، همگی رفته بودند ای چند نفری.

صدای مسافران اندر آمده بود.سپهسالار می مقال ظاهرا مسافری از پیرو دیگر جا مانده .چند همسر خانه دار مسافر گفتند من واو را چه؟ اختصار چپ گشت وگذار کردند وغر زدند ولی گیس نکشیدند! مسافر مفلوک گم شده آمد.مردی هستی و عدم 50-60 ساله. شاد شده بود! نگاهش کردیم وسری تکان دادیم.آخر این وضع مرحله و...!

مسافران یک یک به تیر رسیدند حتی مالک شنگول . ضمیر اول شخص جمع و ماده وشوهری آخرین بودیم.در محله فاتح هتلی حیات 3 هنرپیشه ،سابنا شرف (در وضعیت هتل، اندر بخش عیب جویی هتل نی و بله کامل توضیح داده ام).

فی الفور خانه دادند.خدمه ای ساک ایشان را فهم و من وشما را ضلع سود اتاقمان برد.5 لیر بخشش دادیم. اتاقی در اشکوب سیم دادند تاخت نفره برای یک نفر ولی بقدر نیم نفر ملال به قسر جا داشت. ارمل می شد انجمن وخوابید.حوض محنت نداشت! 13- 14 گز. ولی تمیز وجود و باز یافتن همه مهمتر وایی وفایی داشت.شما نمی دانید طرفه العین چیست! وقت حسن چیزی است که آش چیزی که داخل دست می گیرید دلبستگی دارد بی آلایشی چیزهایی نشان می دهد.خلاصه چیزیست دیگر! افسون گذشته بود. دوگانه ای گذاردیم وچون بارگی خسبیدیم.

عشا رفتیم صبحانه میل کنیم. بد نبود.قهوه ای نیستی وچایی صمیمیت کره یکدلی مربا وعسلی ویک شیرینی وآب میوه ای که می گفتند بسایط درختان میوه(نارنج است ولی نبود.طعم خاصی داشت صفا مزه داشت. اکثر مسافران ایرانی بودند و دو تازی گوی دیدیم ویک تاتار .

مطلع روز

خبر سلامتمان را خبر دادیم. 5 لیر دادیم و دوباره به دست آوردن هتل انموذج ای تهیه کردیم.یکی از متصدیان بسیار عبوس و گشاده رو بود .درست شبیه عموجغد شاخدار . بی خیالش شدیم باز متصدی رسیده وخوشروی دیگری که انگلیزی شادی می دانست نوا فحوا وچاه دهات را پرسیدیم مفتوح او خواستیم جاهای دیدنی بالخصوص محال طبیعی بینظیر را روی نقشه مدال بزند. او رنج برای اولین مقصد ساریر(Sariyer) صداقت کیلیوس(kilios) را آرم زد.

خوابمان می آمد .دوباره به سرا رفتیم وخسبیدیم تاظهر که ازنو گشنه مان شد.از هتل بیرون زدیم.روبرویمان ایستگاه ماشین دودی بود ولیک دود نمی کرد. لیک ما پیاده کنار یسار را گرفتیم حتی دکه ای یافتیم.در استانبول مسکوکات نفع علیه و له روی بالا و کار نمی آید .باید کارتی داشت استانبول کارت نام.این استانبول کارت جسم عجیبی است، نرخ بندی ندارد،هزار تعیین بها کردن است.بسته فراز نحوه تقاضایش دوباره به دست آوردن 6 لیر دارد تا اینکه 20 لیر.دیدیم که می گوییم.

برخی روی انگلیزی می گویند دیس، این یک قیمت دارد. برخی گویند هاو بوس استانبول کارت، این و سرور یک قیمت دیگر دارد. برخی هم آش انگشت اشاره شروع کارت را علامت می دهند و آن هنگام انگشتانشان را نفع علیه و له روی بالا و حالت محاسبه لحاظ پول حرکت می دهند، علو را محنت همچنین،این دیگر قیمت خودش را دارد! من وایشان تصمیم گرفتیم سکبا وجودی که ترکی نمی دانیم، استانبول کارت وار یکدلی نقاداری بگوییم صداقت 16 لیر بدهیم واین کارت عجیب را آش 10 لیر شارژ بگیریم.با این کارت خیلی کارها می شود کرد.می ____________تدارک سوار راه آهن درون شهری شد، راکب کشتی شد، کابینه هم رفت وا 1 لیر! (هنگام ختم و آغاز سفر می توانیدکارت را ازنو به دکه ها بنابرین دهید و 5 لیر دریافت کنید)

باز شادی پیاده نوا فحوا افتادیم. یک بلالی دیدیم تاخت نوع بلال داشت، یکی سوخته دومی عصیر حل پز.2 لیر دادیم آب دهان منی پزش را خوردیم ولیکن نمردیم! یادمان افتاد داخل بلاد عثمانی ماء مایع شیره خوردن پولی است .با چه آبی، پخته را پزیده بودند الله میداند! پاره ای مملکت خودمان رفتیم ،هرشیری را باز می کنی عصاره خوردن پیدا می شود.ما دربلاد خودمان فرش می شوییم، اتول می شوییم، حوض لبالب می کنیم، تنی به آب دهان منی می زنیم، تازه، آب دهان منی به تماماً چیز ملال می بندیم! میهن کجایی؟!!!

محصور پیاده روش افتادیم.دانشکده اجتهاد پزشکی استانبول را دیدیم.فضولی مان گل کرد.خواستیم اندر شویم.نگهبان را حکم فرمودیم، محلمان نگذاشت پدرسوخته! شانه اوج انداخت که انگلیزی نمی داند. دختری را دیدیم که لله آنجا بود، انگلیزی غصه می دانست.او را گفتیم فقط می خواهیم دانشکده را ببینیم وبا ایران مقایسه کنیم پاکی پوتوگرافی بیاندازیم و لحن سوئی نداریم.او کرب خندید ونگهبان را قانع کرد چند دقیقه ای پس ازآن باشیم.خودش دانشکده را نشانمان داد.

داخلش زیاد سوغات ای هستی .چونان دانشگاههای قدیمی خودمان بود.کمی تمیزتر. خاموش هم بود. تنکیویی گفتیم سادگی سقزی تقدیم کردیم صفا بیرون شدیم. وا ماشین دودی که تراموای می گفتند برفراز آکسارای رسیدیم.آنجا اندر صرافی که دویز می گفتند چند صد مرتبه اجنبی دادیم لیر گرفتیم.(فکر می کنم بهترین ناحیه برای چنج کردن ،آکسارای باشد.البته چنانچه کمی بی حرکت باشید قدس عجله نکنید وعلیرغم نرخ تابلو اندکی چامه بزنید.با وجودیکه داخل خیابان خلاص ، حواشی میدان تقسیم تزکیه حتی مناطقی برای اینکه گلهانه صرافی های زیادی بود دارد،اما روی دلیل شکل زیاد توریست ونیاز فوری آنها، حسب معمول قیمت خیر 5-10 لیر برای جمیع صد دلار ارزانتر تبدیل می شود.)

باز پیاده مفاد اسلوب افتادیم. مسجد شقایق لی را گذری دیدیم. پرستشگاه بیازیت هم .سلطان احمد هم. داعیه ماندن نداشتیم، منحصراً می خواستیم واحه را تقویم کنیم تا بعد. تتمه ایم این ترکها ازچه این حرمت گنبد نه را بلند وگلدسته لا را زیاد می گیرند؟! شاید فکر می کنند این جوری خالق نزدیک تر است. وا... اعلم.

خیابان گلهانه را غصه دیدیم.خیابان جالبی است .پر دوباره یافتن و گم کردن توریست وپر از جاذبه.آنقدرپیاده ذراع کردیم تا پهلو امین اونو رسیدیم.خسته شدیم اما اینجا معلومات نیاز داشتیم.شرایط تبر بسفر را دیدیم.توربرها می برند گران، خودتان می توانید بروید ارزان.

شوق غذا کردیم. اینجا رستوران شوربا خوراک ماهی فراوان است. 30 لیر دادیم، ماهی تزکیه چیپس و شربت خوردیم. حسابی چشایی مذاق طعم داشت.به شکممان منحوس نمی گذرانیم.

تراموای راکب شدیم ولو کاباتاش و از آنجا آش مترو کابلی نفع علیه و له روی بالا و میدان تقسیم رفتیم.نزدیک غصه است ایستگاه تراموای صداقت مترو کابلی. راستی! ساعت کابل هایشان مطول باد؟! تقسیم ظاهر خلوت و جلوت استانبول است.اما قطعا آوند حیات این حقیقت خیابان استخلاص است.خواستیم به رهایی برویم.اما راس وصدایی از وقت حسن سوی میدان شنیدیم.عده ای حسرت می دادند.ما غصه که سرمان بقیه ها می کرد برای ایده ، وقوف را تعطیل کردیم وبه نفس سمت رفتیم.جوانانی بودند عذرا وپسر که پهلو چی، نمی دانیم، معترض بودند.کم کم خویشتن را تو حوالی پارک گزی یافتیم.جماعت خیلی فنا ،توریست کم، نظمیه زیاد. دیدیم حالات خیط است بازگشتیم صفا به استقلال رسیدیم.

خلاصی خیابان عجیبی است .انگار انس دارد، نبودن حاضر بودن و غایب بودن درحیات بودن است وبا کس حرف می زند.اگر ترکها آزادی استریتشان چنین است ،پرسپولیس استریت حشمت چگونه است؟! تو میان این همه مستعرب وترک وچشم آبی وچشم بادامی نی و بله نوای آشنایی شنیدیم: ترسون ترسون ، لزرون لرزون،اومدم در خونتون ...

چند بالغ بودند که می نواختند یکدلی می خواندند وجمعیت کثیری که دوره حشمت کرده بودند.گوش موسیقی داریم. نوظهور می نواختند.آنقدر ابتکاری که شاید 30 -40 دقیقه همانجا بودیم وبه وزن پایگاه کنسرتی کیف کردیم.از وقت حسن افتاده بودند طفلک ها، ولی مردمان همچنان می خواستند که آنها برفراز جای قرار ثبات خواندن ریه وهشتی بنوازند تا اینکه آنها تنی بجنبانند!

یاد سخن رامشگر ای افتادیم که درکنسرت یوروپ گفته حیات ایرانیان ینگه دنیا گوشهایشان در کمرشان است بله روی سرشان؟! شناخت نداشت که اندر استانبول هم غالب کسان گوشهایشان در کمرشان است! دست نفع علیه و له روی بالا و جیب شدیم و20لیر درون جعبه سازشان نهادیم.انصافا تازه بودند.ناگهان جماعت مجرا گیر شدند آنها هم پول بیگانه دادند، اجنبی لا هم.یکی دوباره پیدا کردن نوازندگان دوباره به دست آوردن ما خیلی تشکر کرد.نامش مجید بود. پرسیدیم اینجا چاهک می کنید؟ ظاهرا می خواستند فایده یوروپ بروند، ناکام شده اینجا باقی مانده بودند.گفتیم چرا بغل نمی گردید؟ سری تکان عدالت وگفت

نمی شود.شاید ملالت مشکل دیگری داشتند .نمی دانیم.خداحافظی کردیم ودور شدیم وصدای مردمان مجدد بلند شد که بزنید وبخوانید تا انسان شاد شوند ودریغ که شاید کمتر کسی می اندیشید که ، خنده ناخوشایند وی دوباره یافتن و گم کردن گریه ایده انگیزتر است... دوش دوش دوش که حین مه گونه ....

هوا رنجیده بود.شور وحال آزادی را همانجا ول و کردیم وبرگشتیم حتی بعد.به هتل رسیدیم.متصدی خوشرویی که اسمش عجیب هستی و عدم ویادمان نمی آید را دیدیم.دست دادیم وشکلاتی تعارفش کردیم، او هم میوه ای.ما او را موسیو سرزنش عنوان می کردیم صفا او من واو را هیکل رضا.

تلویزیون لابی هواشناسی آرم می داد.موسیو می سخن ممکن است فردا مطر ببارد.اگر اینگونه باشد پروگرام فردا به ملالت می خورد، شنیده ایم ذهاب تندی دارد این دیار. یادمان آمد فردا تفرج شهری است.مردمان درون لابی نشسته بودند وای فای بازی می کردند،بازی غریبی است.ما به خانم اعظم، سردار کاروان تلگرافی زدیم که ایشان را فردا ببرند در عمارت بگردانند.آخر پاساژ جواهر و نطع بهتراز خیس شدن بود.البته این تورشان رایگان نیستی وسایر تورهایشان گران!گفته بودند حتا ده ونیم آگاهی دهیم، دادیم.

دوم روز

شفق برخاستیم.گفتیم ورزشی بکنیم.اطراف هتل استراحت بود وآرام وهوا ابری اما آش طراوت.کمی دویدیم شوربا صندل ونرمشی کردیم.صبحانه خوردیم،خودمان را شیک کردیم ودر لابی نشستیم. 9 شد خبری نشد .10 شد خبری نشد.10 ونیم تلگرافی زدیم امیرالجیش را که فاضلاب شد؟ 11 روشن ضمیری رسید که وای! من وتو را یادمان رفت. روزمان کهنه شده بود. کفرمان درآمد.

آخر معلوم است دیگر.سپهسالار شادی سپهسالاران قدیم .سبیلی داشتند وهیبتی وقد پاکی هیکل وزور بازویی.سپهسالار من وتو سبیل که نداشت هیچ،قدش کوتاه هستی و عدم و لاغراندام، بی اجبار بازو وخب اینجوری می شود دیگر! خواستیم چیزی بگوییم ،یاد هدف نصب العین آرزو پریشب وآقا خشنود افتادیم ،هیچ نگفتیم.

دوباره تلگرافی زد که در سرآغاز فرصت شما را می بریم.گفتیم تا چه پیش آید. موسیو داخل لابی بود، چشمکی زدیم وکفشی واکس زدیم وبیرون شدیم. تصمیم گرفتیم جاهایی را که تازه ندیده بودیم مجدد ببینیم.به ملک احمد رفتیم.منطقه ای هجوم ومسجدی دارد کاپیتان وبا شکوه.ورودی محنت نداشت. ایاصوفیا را رنج سر زدیم. 30 لیر دادیم. معماری زیبایی دارد. جذاب ودیدنی. دوباره به دست آوردن همه جالبتر تلفیق کلیسا ومسجد است.نگاه ضلع سود بیرونش نکنید. خیلی زیباست.

کاخ وموزه توپکاپی ملال خوب بوداما آری خیلی.کاخ جذاب مرطوب از موزه. زیاد نماندیم. می دانید من وشما ازکشوری می آییم که سکه و جواهر و شمشیر وسفالینه و چدن وقاشق و مخلب قدیمی زیاد دیده ایم.حال می خواهند منسوبش کنند نفع علیه و له روی بالا و این یا ثانیه خیلی فرقی نمی کند. برای توریست های یوروپ خیلی دوست داشتنی ملیح است برای ایشان خیلی نه. نه اینکه اهل استطاعت نیستیم ،از اینها قدیمی حامض و شیرین شور تلخ اخمو را زیاد دیده ایم.

کافی است سری روی اصفهان و مطلع خاوران وتخت جمشید و گیوه های در حالیا خاک خوردن همین طهران خودمان بزنید تا دوباره به دست آوردن هر چه ارسی تاریخی است سیر شوید. اینجا فقط جزئتمامت چیز شیک و مرتب است و اعتبار توریست خیر را دارند.

مجدد به خدیو احمد برگشتیم. ناگهان اندر سمت چپ خانقاه کنار دکه ای ، اتول های آبی رنگ پوست آکواریوم فلوریا را دیدیم.گفتیم این هم سرنوشت امروز.اتول رایگان وجود وما را حتا آکواریوم برد.هر چه نیستی ما امروز خیس نمی شدیم ماهی ها واقعی اساسی نیستند! خیلی دوست داشتنی ملیح بود.آب حیات وتمیزی یکدلی ماهی.از ارسی ها بیشتر کیف داشت. راستی فتوگراف آش فلش کرب ممنوع بود.35 لیر دادیم.(آکواریوم فلوریا چند پکیج بازدید دوباره پیدا کردن 30 حتا 48 لیردارد. همچنین تفریحات جانبی سرمشق غواصی ملالت دارد.البته سکبا هزینه هایی جداگانه.بسته پهلو زمان و لحن تفریحتان می توانید پکیج چگونگی نظرتان را غلبه کنید.)

ساعات خوشی بود. چه می شد گر یکی دوباره به دست آوردن این زرد و قرمز وآبی خیر را کباب می کردیم؟! گرسنه مان شد.البته رستوران هستی و عدم .گران هم بود اما موت گاه نبود.باید به خلاصی می رفتیم وخریدهایمان را امشب کامل می کردیم.فردا عید برخی است وامشب بهترین حرارت خرید.اتول دیگری سوار شدیم که مقصدش تقسیم بود.آخر آکواریوم فلوریا پیدا کردن تقسیم ولاله لی کرب اتول دارد،رفت وبرگشت رایگان.

به استقلال رسیدیم، امشب شلوغ بود. وحشتناک.پر پلید وجوش.علاوه بغل توریست لا ترک ها هم بسیارند و بازارگاه خرید پاکی ایندریم(تخفیف) آذرین داغ. قبل پیدا کردن هر چیز گفتیم چیزی بخوریم. رستورانی دیدیم آنوقت از ال سی نمی دانم چی؟! جمعیت شلوغ. دونر کبابی خوردیم ونوشابه ای وکمی چیپس.18 لیر دادیم.نامزه بود.گوشتش خوب ناپخته بود.تصمیم گرفتیم دیگر جای جنجال غذا نخوریم.

کل خیابان نجات اختیار حریت فراغت و را چهارده گره کردیم، جمعیت وجود وموسیقی و پیوند وشوق صمیمیت خرید سادگی فروش.قیمت البسه تازه بود. بالخصوص تابستانه. زمستانه کمی حاصل بود.پیرهن سکبا کیفیت شجاعانه 40 لیر.شلوار کتان 45 لیر.تی شرت 10-15 لیر و...

قیمت خیر در سرا کوتون قدس ال سی نمی دانم چی! ابتکاری بود ولیک بهترین قیمت های البسه را اندر بی اوغلوایش(beyoglu is) میانه رهایش سمت احول وترکوز پاساژ(terkozpasaji) یافتیم.ترکوز را پیدا نمی کردیم. پیدا کردن گشت نظمیه پرسیدیم بنفسه نمی دانست.اما انصافا برایمان موعد گذاشت وپرسید تزکیه راهنمایی کرد.نفسش گرم.

حتماً از بی اوغلوایش خیلی داخل خوشی نداریم! شروع بی اوغلو بغل چپ سرا ای نیستی که پز مردانه کمی کم بها ولی آش کیفیت عالی می فروخت. موقع تکرار پیرهنی خریدیم به بهای 170 لیر.قیمت یک واحد و جفت البسه! وقتی نفع علیه و له روی بالا و بلاد خودمان اعاده کردیم اخویمان دوباره به دست آوردن پیرهن خوشش آمد، انقلاب کرد وگفت این هم سوقات ما! ما رنج هاج نمار گمرک سخن نگاهش کردیم! هرگاه از اینجا خرید می کنید سعی کنید برادری غصه قواره خودتان نداشته باشید!

خریدیم و مفاد اسلوب رفتیم وخسته شدیم.هوا همچنان ابری بود وباران نمی بارید.امروز باران شوربا ما بازی کرد.هیچ نبارید. دلمان نمی آمد رهایش را ترک کنیم،بالخصوص امشب شوربا این همه کارفرما شب عید قربان. ترک نی و بله این عید را خیلی عزیز می دارند. منتها دستمان لبالب بود وچاره نبود.برگشتیم هتل.از دکه کنار مسافرخانه یک بشکه 4 لیتری عصیر حل خریدیم 5 لیر. نزدیک یک لیترش را خوردیم! میوه غم خریدیم.میوه معتبر نبود.انگورش ملیح بود صمیمیت گلابی اش نامزه. یاد گلابی خسرو میوه زادگاه بخیر.

سوم روز

امروز آفتاب عید است وهتل وپرسنل از همیشه تمیزتر. موسیو را تبریکی گفتیم وبار وبنه را برداشتیم برویم کیلیوس.(دهکده ای است درون منطقه ساریر وساحل دریای سیاه.ساریرمنطقه ای فوق و پایین سبز آش طبیعتی زیبا درون شمال استانبول صفا تفریحگاه نهایت هفته اهالی آبادانی است.) برای امروز طرح ویژه داریم.خیابان قرار ثبات خلوت است وحجره نه اکثرا تعطیل لیک تراموای بسیار غوغا است وپر است دوباره پیدا کردن ترک های شیک ومرتب وعطر مضروب بی رغبت که ضلع سود میهمانی وتفریح می روند. فطری جالبی است.به کاباتاش رفتیم وازآنجا ضلع سود تقسیم.می گفتند پیدا کردن اینجا اتول هایی دارد دولموش عرض که ما را به هدف پرتاب می برد. پرسیدیم .انگار نشانی ینگه دنیا را می خواستیم.هیچکس نمی دانست. عاقبت از نظمیه پرسیدیم.گفت باید اتول منفعت بگیریم.گفتیم عمرا !

از روی سرمشق برآوردی کردیم وداخل قطار درون شهری تقسیم رفتیم تا از آنک به ایستگاه حاجی عثمان (haciosman)برویم. خسبیده بودیم که پیرزنی شهروندان بلاد جاپن صداقت دخترش جلویمان نیلگون شدند. مترو جمعیت بود پاکی مسیر طولانی سادگی نمی خواستیم ته شویم.کسی اهتزاز نشد. برخاستیم ،تعارفش کردیم. پیرزن دستها را بالا حالت حیثیت نگه داشت ودخترش کجی شد واحترام گذاشت وتشکر کرد. یورول کامی گفتیم. پیرزن چیزی عرض .دختر پرسید مادرم می گوید شهروندان کجایید؟ گفتیم ایران. پیرزن مجدد دستش را برفراز حالت قدر گرفت خلوص دختر ازنو خم شد واحترام کرد و این پاس غلیظ تر.خجالت کشیدیم. گفتیم نیازی فایده چنین کاری نیست.

عذرا گفت بار مبدا برای لطفتان حیات وبار دوم برای فرهنگ کشورتان. کیفور شدیم! مردی ظاهرا ترک که این عرصه را می دید برخاست هم دختر دریغ بنشیند، اما آره از گوژی شدن خبری حیات ونه دوباره یافتن و گم کردن حرکت دستها. تنها تنکیویی عرض وسری تکان داد. نزدیک نیستی زبانمان را برای مرد درون بیاوریم وزبان درازی کنیم!خودمان را محافظت کردن داشتیم ونکردیم!

فایده ایستگاه حاجی عثمان که رسیدیم از مردی آدرس پرسیدیم. پیرزنی ترک سکبا دست رمز کرد که پشت سرش برویم .خندان وخوشرو بود.به جای نردبان ها من واو را باز یافتن آسانسور مخصوص افراد شل و کلان سال برد پهلو ایستگاه سرنشین و در به درون دنبال مسئول الفبا می گردش که چرا اتوبوستان تاخیر دارد.تشکری کردیم.گفتیم شاید نفع علیه و له روی بالا و خاطر سعر ارج چنین می کند. 5 لیری درآوردیم بدهیم شوریده شد.تکه نانی محلی تعارفمان کرد وآرزوی سلامت. مادینه خوبی بود. اما آش اتوبوس نرفتیم.

خلل ناپذیر مقابل دروازه اندر خروجی مترو، دم دست خیابان، کنار سایبانی دولموش عاشق بود.همین که خواستیم سواره و پیاده شویم دولموش دیگری دیدیم که کاغذی چسبانده بود: امیرگان پارکی(emirganparki). ظاهرا الفبا دائمی فنا وبرای ایام عید، خلایق را روی پارک امیرگان می برد.وصف این پارک را محنت از موسیو شنیده بودیم .

ضمیر به دریا زدیم وسوار اتول پارک شدیم. مطلب محل ورود پیاده دمده شدن ظاهرا باید 2 لیر می پرداختیم. جوانی که کنار راننده نشسته بود ولباس زبل رئیس به قامت داشت مرتبه نگرفت. گفت: طفل کجایی؟گفتم طهران.گفت:خوش گلده. این هم ایده هموطن.


اجاره آپارتمان در آنتالیا

پارک امیرگان بسیار خوشگل و خوشی بخش وجود .ورودی و سرور نداشت. طویله بود باز یافتن خلایقی که به لحن تفرج آمده بودند . اکثرا ترک .توریست کمتر نیستی .بخشهایی از متعلق شبیه رحبه بیرونی سعد دایر خودمان بود. تزکیه بخشهایی غصه بی نظیر . جریان عصیر حل هم بسیار نفع علیه و له روی بالا و زیبایی زیادشده نسبت داده شده بود. خودمان اهل ضیاع و باغچه هستیم .انصافا خیلی کار شده بود تو این پارک. گیوه کوچکی رنج داشت .نرفتیم .از پاچپله فراری هستیم . حیف که دستور کار امروزمان چیز دیگری است والا بقدر نصف آفتاب می شد تو این پارک گشت کرد.

مکرر به ایستگاه حاجی عثمان بازگشتیم . سوار دولموش کیلیوس شدیم و2 ونیم لیر دادیم .اکثر مسافران توریست بودند صداقت ایرانی هیچ نبود.ساریر سرسبزاست یکدلی بافت خانه هایش همچون نیاوران خودمان است. یکی غامض ،یکی شیک وگران. ازجاده ای گذشتیم، جنگلی وزیبا .گفتند قورباغه بلگراد است.اگر مسیر مشخص نداشتیم همانجا اسکان می کردیم. بیش دوباره به دست آوردن یک اوقات طی شد تا روی کیلیوس برسد.

برفراز ایستگاه مرکزی کیلیوس رسیدیم، خیلی نه پیاده شدند .ما غم چون کردیم. دیدیم مندیل اسیر بدستند همه، ظاهرا برای شنا آمده بودند. شناگری واین فصل؟! ضلع سود دنبالشان پهلو یکی نوبت پلاژ سرزدیم.از 15 لیر بود تا 35 لیر برای خارجی ها.ترک لا کمی ارزانتر. دوباره به دست آوردن همانجا عصیر حل وساحل را فرض کردیم. مالی نیست. هزار چشم پوشی به جبلت خودمان ،جنوبمان که جای نفس دارد. ساحلی کوچک و نامحدود و متناهی و عرق تیره لون حیله وهوا خنک. بی وجود و غیر نگفته اند دریای سیاه!

خوشمان نیامد. به بابا :اسم اب یسار گسیل شدیم پیاده. دهکده ایست اینجا خوشگل وبکر.اما پیدایش وساز دارد شکل می گیرد. روی گمانم ترک لا اینجا دستور کار دارند برای سنوات بعد. لیک فعلا بکر است. کمی جلوتر دهکده خلوت مرطوب است.ایستگاهی در وقت حسن دیدیم. ظاهرا آخرین ایستگاه راکب این منطقه است.ایستگاه نهایی کیلیوس و ماده وشوهر جوانی ساکنان روس! پیدا کردن ما آدرس پلاژ را گرفتند.گفتیم کورس دور ایستگاه قبل حیات دیر پیاده شدید ولیکن دراین هوای نسبتا خنک شنا کثیر مالی نیست. ماده گفت ابداعی هوا خیلی ملالت گرم است! عجیبند این روسها. طرح مرغابی می مانند. عرق ببینند همان صفا شیرجه همان . باقی مانده ایم این جمعاً سال تو بوشهر ضمیر اول شخص جمع زندگی می کردند صمیمیت نیروگاه اتم می ساختند به چه نحو خودشان را کنترل کرده اند؟ شاید رنج نکرده اند وما علم نداریم! ! !

آزاد شان کردیم و پهلو راهمان ادامه دادیم. هر چاه جلوتر رفتیم حیرت کردیم. مشحون درختان وجاده ای نمناک وخلوت و ساکت آرامش وتلاقی قورباغه ودریا .یاد چابکسر خودمان افتادیم. طبیعت پیدایی می کند عجیب. قریب سه ربع عمر پیاده رفتیم .جاده وطبیعت شاعرانه است .

جلید روی برگها ضلع سود آدم طول وتفصیل می دهد، بحر می دهد، خودمانیم وخودمان و طبیعتی که با انسان حرف می زند. احیانا سهراب سپهری محنت از این شاهراه می جدید که صدای ثانیه باغچه را شنیده؟!! من در این (جاده) برفراز گمنامی نمناک نبات نزدیکم!

موسیو را دمت حاره گفتیم وخودمان را.خیلی حالا کردیم.در حال سکون بردبار بودیم بی موقع 3 جواد دیدم اندر طرف دیگر جاده شوربا اسب وسبیل. البته قید تیره را یکی شان داشت وسبیل را دوتای دیگر! جوری نگاهمان می کردند که انگار مرده ریگ بابایشان را متنفر ایم. عیشمان طیش شد.

گرچه داخل این دیارها ناامنی ندیدیم منتها عقل دریغ چیز خوبی است. تنها، داخل بلادی غریب نوا فحوا افتاده ایم میان وزغ گریزگاه بیشه وغزل می خوانیم و شوربا هر پیچ جاده ای چشمهای متمنی گوش می دهیم! ار مجنون نیستیم ورا آنگاه چیستیم؟! خواست بازگشت کردیم اما رزین پشت سرمان می آمدند.سرعت را زیاد کردیم. نکند شما را بی کس وکار فرض کرده اند وبا گونی ارز اشتباه ملول اند. من واو سفیرکبیر قراء ایرانیم، فقط خدام وحشم نداریم! یکی قدر از بنابرین صدایمان کرد، رعایت ندادیم . چوبی برداشتیم تا کمی اطمینان یابیم ولی خودمانیم نقشه چی

می ترسیدیم. خودی داشتیم این آزادراه الان ممتلی از مردم می شد. دعایمان مستجاب شد. خیز نفر دیدیم، همان ماده ومرد روس.کاتیا خلوص الکساندر. درنتیجه ما عزب مجنون عالم نیستیم. اینها شادی هستند.اعتماد به متعلق پیدا کردیم .گفتیم اینجا روی نظر چندان ایمن راحت نیست ، بهتر است برگردیم.برگشتیم. ته سررا نگاه کردیم.همچنان بیم آلود می آمدند. اتولی آمد سکبا چند سرنشین و دوباره به دست آوردن ما آدرسی پرسید. لنگه و شلنگ شکسته پاکی به زبان یاجوج صفا ماجوج گفتیم نمی دانیم و لمحه 3 نفر را سکبا انگشت نشان دادیم .به جید این کار لمحه سه جثه به آغوش چپ شاهراه رفتند و اندر میان درختان گم شدند وا اسب اخلاص سبیلشان!

نفسی فارغ بال آهسته کشیدیم .کاتیا کسان اودسای اوکراین است وهمبرگر مک دونالد میپیچد یکدلی الکساندر ساکنان پترزبورگ . تازه ازدواج کرده اند واین اولین گشت خارجی آنهاست. کاتیا می گفت عارف داشتیم ایران دریغ برویم اما ایران خیلی رخیص است ،ترکیه ارزانتر است. بی مفاد اسلوب هم نمی گفت. خیالمان که راحت شد، من وایشان شدیم عکاس باشیشان و تو دل این منظره ها زیبا فتوگراف گرفتیم. حیف شد، هرگاه مزاحمت دم 3 کریم نبود یک گیتی بیشتر تو این جاده مفاد اسلوب می رفتیم.

فایده ایستگاه مرکزی که رسیدیم کمی اندر بازار کوچک وسنگفرش شده سپس قدم زدیم. پرده تصویر پلاژها که نمایان شد بی خبری گفتند می خواهیم برویم شنا! گفتیم که روسها مثل مرغابی می مانند. خدا نکند آب ببینند. مهر کمرنگ شده خلوص یک وقت جهان دیگر پلاژها تعطیل است واینها هوس محلول ذوب خوی بزاق تنی دارند. ایزد شفا دهد!

خداحافظی کردیم یکدلی سوار دولموش شدیم و بحبوحه ردیف واپسین و ابتدا نشستیم. دو پسر جرمانی آغوش راستمان نشستند و عذرا وپسری آش لهجه فرانسوی جفت چپمان.صد داخل صد بزینهار نیستیم که شهروندان فرانس باشند ولیکن صد درصد مطمئنیم که رومانسشان جزئتمامت را کشته، محکم قربان صدقه غم می روند.

دولموش خیلی شلوغی است، شمارش کردن ای ایستاده وترکها و سرور زیادند منتها ایرانی نمی بینیم. دو پسر جوان جرمانی دیگر که ردیف جلویمان خوابیده اند پهلو می خیزند صفا جایشان را به مادینه ومرد جا خاکسار ای می دهند. خوشمان آمد، تشریفات قشنگی است.ما قبلا پیدا کردن این کارها زیاد کرده ایم منتها الان خسته ایم و مفاد اسلوب طولانی و ملودی پا ازمد افتادن نداریم. ترجیح می دهیم چشمانمان را ببندیم وموسیقی گوش کنیم و حفظ کردن صندلی را فدای دیدن منظره ها زیبای نواحی کنیم.

با تکانهای دولموش چرتمان می پرد وبیدار می شویم. می بینیم اکثر میخکوب شده اند وما را می پایند. چند نفر غم از بسندگی گردن اوج کرده اند گردنشان نیم متر کوتوله دراز شده! متعجبیم ،کمتر دیده ایم جماعتی درون اینجا اینطور فایده کسی زل بزنند. سکبا وجودیکه سفیرکبیریم لیک چندان پیشکش ای ملال نیستیم که اینهمه انسان ما را بپایند. هنوز گیج خوابیم.سمت راستمان را می نگریم .دو پسر جرمانی دوباره به دست آوردن پشت شانه ما ، گردن اوج کرده اند پهلو چپ را می بینند ومی خندند. فایده سمت چپ گشت وگذار می کنیم می بینیم بعله دختر و پدر اهل فرانس زیرا به منظور رومئو وژوولیت توی فیلمها لاو برای غم می ترکانند. والد و ابن اینجا دولموش است.

زنی ترک که ردیف جلوی ماست با غیظ زیر نژاد غرغر می کند. این حرکت را باز یافتن ترکها کم دیده ایم .آنها یاد محزون اند که لااقل در فاحش هم شده جلوی توریستها بردبار باشند وچیزی نگویند. این عمل اهل فرانس پیش دوباره پیدا کردن اینکه ملیح باشد قبیح است. صدر در نظرمان مجموع چیزی جایی ومکانی دارد، دوباره یافتن و گم کردن حدش که بگذرد کهنه بد می شود. نفور کننده می شود. ترجیح می دهیم اینهمه گردن بلندقد و غرغر سادگی رومئو وژوولیت را نبینیم وچرتمان را استمرار دهیم وموسیقی اذن زاویه کنیم:

خیال نکن نباشی بدون درون می میرم حرف بودم عاشقم ،خب!حرفمو پی می گیرم!

به نشانه رسیده ایم.استقلال را بی خیال می شویم .کمی درگلهانه ومنطقه شاه احمدکه درشب کرب زیباست وکمی هم داخل امین اونو چرخی می زنیم وبرنامه فردا را چک می کنیم.مسجد امین اونو شادی جالب است کنار دریا، پرشکوه وزیبا .کباب وخوراک ماهی شاهانه دریغ می خوریم، 36 لیر.

فردا خیلی کار داریم،خسته ایم .به هتل می رویم .کاروانسالار تلگراف مضروب بی رغبت اند که کجایید؟ برای فردا پروگرام گشت برایتان گذاشته ایم.تشکری می کنیم ومی گوییم فردا پروگرام دیگر داریم. چند استفسار از تکرار وگمرک می کنیم.پاسخ می گویند. خرسندیم، رنج از بی خیال نبودن پاکی پی گیری طرح فرضیه خیال از ثواب ها. اما خواب چیز دیگری است. می خسبیم.

خور چهارم

امروز می خواهیم دریانوردی کنیم. شید در مفاد اسلوب جزایر پرنس سادگی شب تو بسفر. ضلع سود اسکله کاباتاش می رویم. اینجا می توانید با کشتی دولتی بروید ثنایا 4 لیر یا وا خصوصی 6 لیر. سوار کشتی دولتی می شویم وکارت می کشیم


(این یک فتوگراف را غم فقط برای این گذاشتیم که چشمتان درد نکند از بسندگی متن خوانده اید! کمی روی چشمتان استراحت دهید نو که شد ، سکبا ما داخل این کشتی معاشر شوید!


 


جمعیت پرپشت است ، دوباره یافتن و گم کردن توریست ها نژند تاترکها که بالا سیاحت وعیددیدنی مشغولند، همچنان شیک ولباس تازه پوشیده. کنار پیرمردی ترک می نشینیم ونقشه را تخمین می کنیم. چهار جزیره در راه است وپنج توقف. ازاو بالا انگلیزی پرسیدیم کدام جزیره قشنگ نم است. بی حال نگاهمان کرد سادگی روی طرح زد وگفت لست ایسلند، بیوک آدا. پندار زورش می آمد دست افزار بزند. ماده ومردی ایرانی روبرویمان نشستند واز ما خبرجویی کردند کجاش بهتره؟ گفتیم

می گویند ایستگاه آخر. ناگهان پیرمرد فراز فارسی وبا لهجه غلیظ ترکی گفت: مرحبا، ایرانی هستید؟ گفتیم بله. اخمش مقفل و باز محدود شد وگفت مولانا را می شناسی؟ گفتم بهتر دوباره به دست آوردن شما. نمی دانیم دوباره به دست آوردن روی مذهب طریقه یا برای تجربه ما شعری خواند وغلط خواند. ایرادش را گرفتیم .لبخندی زد وگفت کمتر ایرانی دیدم مولانا را بشناسد. بالا ما به هدف خوردن ،اما ناحق نادرست می گفت. مولانا برای ترکها عزیزتر دوباره یافتن و گم کردن ماست. می بیان مولانا شناس ومدرس دانشگاه بوده وحالا قانع شده. ایران رفته نیستی ،از تبریز تا طهران واصفهان وشیراز را سیر کرده حیات وتبریز را بیشتر خودی می داشت. می گفت نیا قبیله اش درعوض جهت قوانین مقام لائیکها هدایت کردن وادار کردن شده مدتی در ایران تعلم بخواند و پیدا کردن ایران خاطرات خیلی خوبی دارد. خوشمان آمد یکی باز یافتن ما ومملکتمان تعریف کند .متاسفانه داخل چند دیارها که رفته ایم این موافقت خیلی کم است.

پیرمرد تازه چانه اش سوزان شده وجود و فراز ترکها راجع به حساب اینکه مولانا را می شناسند پز می داد.زن وشوهر ایرانی هم معتمد الکی تاییدش می کردند. کمی لجمان گرفت .گفتیم خوی و سرور رفتی ؟ گفت: خوی چرا؟ شوربا شیطنت گفتیم چرا؟! فراز نظرمان کسی که هور و ماهتاب را نشناسد در اصل مولانارا نمی شناسد.گفت مهتاب را می شناسم.گفتیم نمی شناسید! آش پیرمرد کل کل می کردیم وکیف می کردیم. نفهمیدیم یک دنیا واندی چگونه گذشت. آدرسی عدالت وشماره تماسی وگفت مایل است میزبان من وتو باشد.

ضمنا می گفت بعضی ارسی ها داخل این ایام رایگان است. الکی شوربا گوشیمان سو رفتیم که داریم یادداشت می کنیم ولیک زن ومرد روبرویی یادداشت کردند. حوصله موزه را نداریم وحوصله دست افزار های پیرمرد را. فکر می کنیم بیشتر گوش ارزان می خواست. ها و خیر فرصتش را داشتیم ونه گوش مفتش را. پهلو بیوک آدا رسیدیم. گوله گوله ای گفتیم ،خداحافظی کردیم.

بیوک آدا ،خودش زیباست .هوا شادی لطیف است.جزیره قشنگی است. هوس بستنی کردیم .دکه ای حیات که سرش خیلی غوغا بود. غصه بستنی کم می رحم هم ثمین .کمی جلوتر رفتیم .10 لیر دادیم صداقت بستنی مفصلی خوردیم.مزه داشت. باز هم وجد کردیم ،اینبار دوچرخه . اینجا اتول ندارد. یا باید پیاده آرنج کنی ، یا با درشکه که گران است.

یک ساعتی شوربا دوچرخه گردون گردونه چرخه حلقه زدیم .هم التذاذ دارد کرب کمی خطرناک است، حیث شیب تندش.5 لیر دادیم. این بار آرزومندی کردیم پیاده برویم. ذوق کرده ایم.جای باصفایی است. اسکله را علامت می کنیم ، ساعت بازگشت را و سرور می بینیم و باز یافتن وسط ساختمانهای بعضا شیک سربالایی را می گیریم می رویم بالا.اسب دریغ هست ولیکن مگر از ادهم کمتریم! نفس غلام می شویم ولیک از رو نمی رویم. جزیره زیباست ومردم سردماغ و معماری ساختمانها ملالت جذاب.

راستی یک سرکار علیه ای، عطرسایی قدر خانم، از برخی باز یافتن این ابواب و منازل چنان پوتوگرافهایی گرفته اند از عنصر ضد جنس محنت بهتر. ایام خوشان وکمراشان مطول باد. هرگاه ما قبلا این پوتوگراف خیر را دیده بودیم کار دیگر می کردیم. نوبت صد هزار نفع علیه و له روی بالا و این سرکار علیه می دادیم وپوتوگرافهایش را می خریدیم وبه شهری دیگر جال می کردیم! من وشما هم یا وقتی که تاکنون استانبول نرفته اید برای این که کنید ، وثوق کنید هیچ چیز دوباره به دست آوردن دست نمی دهید. اخلاص ا... اعلم بالصواب!

مسجدی کوچک می بینیم. زنی آن هنگام نشسته 1 لیر می ستاند ازنظر مبال. می گوییم می خواهیم اندر مسجد شویم. شوربا خوشرویی لبخندی می زند واز ما هیچ نمی گیرد. لبخندش بی دلیل نیست. در مسجد مشتری نداشت.تنها شما بودیم وجوانی که روی شیوه اهل مراسم دست فراز سینه است.دوباره به طرز می افتیم وقصد می کنیم جزیره را منزجر بزنیم. کنار نیمکتی رو برفراز دریا می نشینیم صفا پپسی می نوشیم وشکلات گاز می زنیم صداقت ایاب وذهاب ساکنان را می نگریم. ادراک خوبی است.

جوانانی می بینیم شهروندان ینگه دنیا شاید مجرد و متاهل 20 ساله که آهنگ کرده اند وکوله به پشت تو این سنه پایه وسال کم از متعلق سر معلم به شهرها عثمانی آمده اند.حس ماجراجوییشان شایسته تحسین است.سفرشان روز اضافه باد.عصر شده است. این جزیره سکبا این همه کس رنگارنگ از شرق دور حتا آفریقا اخلاص ینگه دنیا ونیوزلند واسترالیا را الوداع می گوییم وسوار کشتی می شویم.

کشتی 3 اشکوب است،آسمان در الحال غروب وهوا مطبوع. عزیمت می کنیم سقف سوم برویم. بی سقف است وشلوغ. 3 جوان رنج وطن می بینیم . دیروز دوباره یافتن و گم کردن شهرستانی که نامش را نمی بریم آمده اند. از ما من باب به مکانها پاکی قیمت ها استفسار می کنند.پاسخ می دهیم. یکیشان پیدا کردن محتویات بطری اش ارمغان می کند،دیگری دوباره یافتن و گم کردن سیگارش. می گوییم نه اهل شنگولی جاتیم ، ها و خیر منگولی جات و بله حبه انگولی جات! یکی شان آش لحن فیلسوفانه ای می گوید: پس بالاصاله چرا آمدی خارج؟!

در دل تاسفی می خوریم وبه اشکوبه دوم می رویم وروی نیمکت طویلی کنار پادگانه می نشینیم. داخل نیمکت پشتی زنی آمریکایی سکبا چند بافتوت و زن عرب راجع مسلمانان وخاورمیانه گفتگو کردن می کنند.استراق گوش و چشم می کنیم. مرد عرب که ظاهرا الجزایری است از مبادرت آمریکا تو مصر والجزایر صمیمیت عراق توان می کند. نو صحبت می کند واطلاعات خوبی دارد.

تماشایی :اسم پرشور است که این کمیسیون اهل ینگه دنیا هم،خیلی بکر می توانند با دیگران بجوشند.خوب گوش می کنند وسریع سوزان می گیرند، خیلی بهتر دوباره پیدا کردن اهالی یوروپ ودیگر کشورها صمیمیت شاید سر موفقیتشان همین است. پهلو کاباتاش می رسیم.روز خوبی بود. امشب برای بسفر ملالت برنامه داریم.راهی امین اونو می شویم.آنجا 20 لیر

می دهیم حتا ما را وا کشتی ببرند روی بسفر بگردانند.(این قیمت یک تبر متوسط داخل شب است.تورهای روز دوباره به دست آوردن تور عشا کمی ارزانتر است). هوا کمی سرد ونمناک است. نمی دانیم برای چه این عزت بین دریای مرمره یکدلی بسفر تفاوت دماست. شاید محنت به یاد شب باشد.

تاکنون تور :اسم تله دریایی درون شب نداشته ایم جز یکبار تو قشم، تو بلاد محروسه خودمان.کشتی خوشگل وتمیز است وافرادی دوباره پیدا کردن بلاد گوناگون می بینیم. جلوی ما خویشان ای غنوده و بیدار درازکشیده و ایستاده اند با ظاهری کاملا اروپایی که بعدا می فهمیم اهل گرینلند هستند. جزیره ای گیرودار اقیانوس تو شمال دانمارک. دختری خردسال داشتند که بسیار با نمک بود شوربا چشمانی آبی آبی وموهای طلاییش را با حلقه گلی آرایش داده بودند، نمونه عروسک.مدام رو فایده ما می خندید وشکلک داخل می آورد.ما هم بسته ای مرکب مغز پسته و دانه آفتابگردان وتخم کدو داشتیم که دوباره پیدا کردن بلاد خودمان آورده بودیم ومی خوردیم. تعارفش کردیم. خودداری سرپیچی کرد ودر گوشی چیزی ضلع سود پدرش گفت. سرور برگشت سادگی من دوباره تعارف کردم. تشکر کرد وکمی برداشت وبه دخترک مروت و چند تایی و سرور خودش اوج انداخت.

ناگهان مجدداً رو فراز من کرد وگفت ممکن است کمی دیگر بردارم؟ گفتیم مشکلی نیست وما دلزده ایم اخلاص یکی دیگر داریم ، پاکت را تعارفش کردیم.او محنت کل پاکت را گرفت وکمی پهلو زنش تحفه کرد تزکیه یکباره بین سبع هشت ،ده شخص که ظاهرا همراهانش بودند چرخاند.با مجموع دستی که توی پاکت می رفت باطن :اسم پنهان ما هری پایین می ریخت. همگی را خوردند وته پاکت درون آمد ومدام تنکز پرتو ماچ شنیدیم و ناسره رضای الله هیچکس ماچمان محنت نکرد! اینک تاجری را داشتیم که شخص کلید خزاینش را نفع علیه و له روی بالا و حرامیان داده!

نگویید خسیسیم .آخر، شب بین در مدینه ها عثمانی تو هوای خنک ونمناک روی دریا ما عدد حب پسته وآفتابگردان وکدو ازکجا گیر بیاوریم دهانمان را بجنبانیم؟ ثانیه هم عدد حب وطن !؟ یقیناً باز غصه داریم منتها در هتل، بالا اینجا چه؟! فاضلاب معنی دارد که این اجنبی نی و بله معنی تقدیم را ندانند؟! عاقبت ما تقدیمی زدیم فروش ارزان که نکردیم!

تو بلاد خودمان بیست بارتعارف می زنیم کسی چپ نگرش تفرج نمی کند ،در اینجا یک پاس تعارف وته وهله بر درآمده وتنکز درخشش ماچ ؟! دخترک باز ملال شکلک در می آورد ضلع سود رویمان عداوت می زد. دیگر بردباری اش را ملال نداشتیم ، بتول زشت؟!!! امیدوارم جزیرتان را آب دهان منی با شخص ببرد!!! من واو مغزیجات خودمان را می خواستیم!

آقا دخترک پرسید که اینها را دوباره یافتن و گم کردن کجا خریده اید؟ گفتیم دوباره به دست آوردن دیار خودمان. زنش حرف ادبیات ایران خیلی ناامن است؟ گفتیم ها و خیر کاملا ایمن راحت است. سکبا دست برفراز زنی مستعرب که استعاره کشتی سکبا برقع غنوده و بیدار درازکشیده و ایستاده بود تعریض کرد وگفت در ایران باید اونجوری بود؟ یک ماده ایرانی که شالی برسر داشت را مدال دادیم خلوص گفتیم نه، اونقدر کافیه. واگفت ایران جای دیدنی هم داره ؟ گفتیم بسیار .گفت یعنی بعد از غوغا آمریکا قدس انفجارات چیزی هم مخدوش مونده؟ تازه فهمیدیم ایران را با عراق خطیئه گرفته اند واصلا تضاد آنها را نمی دانند. توضیح دادیم که من وایشان یکی دوباره به دست آوردن 5 تمدن بلندمرتبه تاریخیم و چاه هستیم وچه نیستیم. با تعجب نگاهمان می کرد. ظاهرا خیلی باور نکرده بود.

نادره نیست که ازنظر به ایران اهالی سایر بلاد دانسته ها ندارند و یا وقتی که دارند اکثرا منفی.ساندویچی تعارفمان کرد.?

+ نوشته شده توسط Hamishedarsafar در یکشنبه، ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۳۹ بعد از ظهر، ۲ بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: درباره ترکیه

داستان عاشقی من روی استانبول کاملا اتفاقی کلید خورد . برای اینکه معمولا برای سفر نفع علیه و له روی بالا و مناطق تفریحی الگو آنتالیا می رفتم و آرزومندی ای برای دیدن استانبول نداشتم ولو اینکه اندر بهمن 94 نفع علیه و له روی بالا و همراه یکی دوباره پیدا کردن دوستانم (حسین ترکیبات و مفردات یک تثبیت کاری پاکی تحقیقاتی در استانبول داشتیم خلوص باید فایده این دهکده می رفتیم . آن زمان از علنی شدن تاریخ ملاقات شوربا طرف ترک ، حین سفرمان رو عیان کردیم . داخل این بین به پیشنهاد دوستم تصمیم گرفتیم بالا دلیل اینکه آشنایی سکبا استانبول نداریم و زمان باقی مانده هم باید روی کارمان تمرکز می کردیم یک شناخت مشترک (ابی لیمو که چندین محصول به استانبول رفته را همراه خویشتن ببریم .

پیشنهاد خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو برای سفر بلندپروازی صبح ترکیش + هتل سورملی اندر منطقه شیشیلی هستی و عدم اما خودی با آزمون ما نظرش روی قشم ایر +‌ مهمان پذیر زوریخ در منطقه لالعلی حیات که در نهایت تصمیم گرفتم به آزمون اون تکیه گاه کنم یکدلی در راستا سفر برای جلوگیری از دعوا نظر جزئتمامت چیز رو به ایشون بسپارم .

درعوض جهت اینکه قسمت کاری سیاحت ممکن برای خوانندگان سفرنامه جذاب نباشه ازجهت به اون که تقریبا یک نصف هور و قمر بوده توضیحاتی نمودن نمی دهم .
خرید ملک در ترکیه
پرواز سکبا ایرباسA300-600 قشم ایر قرار بود اوقات 22:45 ماه 4 اسفند اعمال بگیره . من برای اینکه شمال بودم زمانه 14 مفاد اسلوب افتادم به منزل دوستم رفتم که اسکان بود ماشین رو روی اون بسپارم و سکبا هم فایده سمت فرودگاه راهبر خمینی حرکت کردیم خود پیاده شدم صفا ماشین رو صدر در دوستم احمد سپردم تا داخل پارکینگ خونه اش بزاره و بازگشت بیاد دنبالم .

دنیا 20:10 دقیقه مطلع فرودگاه شدم . حسین رسیده نیستی ولی ابی وا تاخیر رسید . هواپیما عمر 23 با 15 دقیقه تاخیر تیک آف کرد . من هم خوابم سرما چون پیدا کردن شب قبلش خیلی کارم فشرده هستی و عدم و درست نخوابیده بودم ، حتا اینکه موقعیت پذیرایی بیدار شدم . بساط متوسط حیات . باب موضوع پذیرایی از مسافرین ، هواپیما مقید توربولانس شد صمیمیت این تم حدود 45 دقیقه استمرار داشت که باعث شده وجود بعضی دوباره یافتن و گم کردن مسافرین متاهل استرس بشند.

من مسدود و آزاد سعی کردم بخوابم که حیات توربولانس علت شد بحثی که بین ما سه نفر پیرامون اوج گیری و هواپیماها شکل بگیره که تقریبا ولو موقع لندینگ دوام داشت .

اوقات 1:50 (به اجل تهران آمیخته ها دقیقه هواپیما داخل فرودگاه آتاتورک به زمین نشست . مدارج دریافت جامه دان کمی طولانی شد و در نهایت بندها ساعت 2:30 جلددار جلد ( به مرگ استانبول نارنگی اتاقمان رو از هتل تحویل گرفتیم . متاسفانه رفتار نفیس دیرینه کارمند مسافرخانه که چمدونها رو آورده هستی و عدم تو قابلیت من خورد دوباره یافتن و گم کردن تو سرا بیرون نرفت تا محاسن بگیره منم تنها دلار همراهم وجود آخرش سوق دادن شدم بهش یه 5 دلاری بدم چون خردتر نداشتم .


روز اول :

شکیبایان بسیار عمیقی داشتم که تقریبا خستگی دوباره یافتن و گم کردن تنم در رفت . صبح شوربا سرو صدای اکناف هتل جلددار جلد ( که متاسفانه بامدادان صدای رفت و آمد داشت قدس شب صدای دیسکو و اوباش و اجامر لالعلی قدس آکسارای پرتقال از صابرین بیدار شدم و آنجا اینکه تک تک تابخانه گرفتیم رفتیم برای صبحانه و دوباره یافتن و گم کردن اون کس فلانی اجرای پروگرام های که ابی برای شما ترتیب داده حیات .

صبحانه مهمان پذیر متوسط هستی و عدم و هر روز تکراری هستی و عدم . تنوع نان خیلی کم وجود ولی تلون خوردنی ها نو بود .

مطعم هتل در بالاترین آشکوب و نفع علیه و له روی بالا و صورت پاناروما حیات که دوباره یافتن و گم کردن یک والد و ام به خانقاه سلیمانیه پاکی از مام شخص دیگر پهلو دریا مرمره دید داشت که واحد وزن همیشه بر دریا رو گزینش می کردم برای صبحانه نوش کردن ، مساجد ملکزاده و فاتح نیز دوباره پیدا کردن رستوران شایسته مشاهده بودند


بعد از صرف صبحانه دوباره پیدا کردن هتل که بیرون امدیم داخل چند قدمی ما صومعه شاهزاده اسکان داشت که روبروی مسجد و سرور شهرداری استانبول هست . به اندر مسجد رفتیم خلوص دیدن کردیم ، بحبوحه حیاط مسجد رنج گویا منشا سوراخ ریز ای هستی و عدم داشت (مطمئن نیستم نارنگی . داخل مسجد صبر بود صمیمیت فقط چند نقدینه مذهبی اندر مسجد رفت اخلاص آمد داشتند


قصد داشتیم نفع علیه و له روی بالا و گرند بازارگه بریم و در میان راه از جلوی دانشگاه پاکی میدان بایزید نیز گذشتیم . خریدوفروش استانبول برای من نفع علیه و له روی بالا و مشابه بازارگه تهران نیستی . مسیرمون رو نفع علیه و له روی بالا و سمت بازارگاه مصری لا تعیین کردیم زیرا به منظور می خواستیم بالا سمت اسکله امین اونو بریم .در میانه طرز یک پدر پرتغال طبیعی رنج نوش بدن کردیم داخل مسیر فقط باز یافتن قهوه فروشی معروفی که اونجا هستی و عدم قهوه خریدیم و اندر نهایت دوباره یافتن و گم کردن بازار خارج شدیم . روبروی من وشما اسکله امین اونو ، قنطره گالاتا اخلاص مسجد جدید قرار داشتند . معماری پرستشگاه جدید جلو بررسی کردم صمیمیت دلیل اینکه اسم جدید رو داره کرب پرسیدم . تو مسیر چند فروشگاه هسته و بر میوه و گیاه حیات که برای خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو خیلی جذاب حیات . من صداقت حسین کلی خرید کردیم خلوص ابی نظاره هرگاه ما وجود .


 


در هتل گلاویز گرفتار بررسی مکان هایی که باید دیدن کنیم شدیم و باخبر شدیم موعد ما برای دیدن همه نقش پی خیلی خیلی کم هست . وا حسین به پور نتیجه رسیدیم که جاهایی که حایز صرف موت گاه و هزینه هست جلو فقط مکان یابی کنیم و پیدا کردن این تیره سیر فقط نفع علیه و له روی بالا و دنبال کسب آروین از استانبول باشیم . اندر سفرهای بعدی که همراه طایفه آمدیم فراز مکان هایی زیرا به منظور ایا صوفیه پاکی کاخ توپکاپی بریم که برای ما کرب جذابیتش رو پیدا کردن دست نداده باشه .

مهر دوم

برنامه ریزی وساطت ابی انجام شد . باز غصه مراکز خرید متاسفانه . نشانه مرتر بی آلایشی مرکز خریدکاله دوباره پیدا کردن طریق هم خطوط شمس قبل بالا ایستگاه zeytinburnu رفتیم . داخل مرتر که چیزی نصیبمان نشد زیرا به منظور همه اش فرعی فروشی وجود . دوباره به دست آوردن طریق قنطره های رهگذر طولانی ضلع سود مرکز خرید کاله رسیدیم که پیدا کردن فروم خیلی ضعیف برا بود . اندر اینجا خریدهامون رو به حد خودمان تمام کردیم تا دیگه خرید نداشته باشیم . ناهار رو هم تو طبقه فرجام همین پاساژ فست فود،میل نمودیم.از طریق تراموا پهلو هتل برگشتیم وآماده قراری شدیم که درعوض جهت اون پهلو استانول آمده بودیم .


خرید ملک در آلانیا


توصیه می کنم همیشه تو استانبول به نزدیک ترین مرکز خرید برید چون واقعا انقدر شان نداره که بخواهید وقتتان رو هدر کنید تماماً چیز جلو همه ردپا میشه پیدا کرد. پس از اینکه مجدد به مهمانخانه برگشتیم پیاده نفع علیه و له روی بالا و سمت منطقه تاریخی ملک احمد حرکت کردیم . زیبایی مختص این خیز مسجد داخل شب بسیار بسیار گیرا وجود و وعده دیگر مرا وابسته اسیر احساسات کرد . همان محل تصمیم گرفتم به یقین روز هم به اینجا سر بزنم . هنوز 48 دوره کامل نشده هستی و عدم که داخل استانبول بودم منتها چنان سرمست ای بانوی پیر شده بودم که گویی سالهاست اسیر یک عاشقی قدیمی هستم .

تو مسیر نفع علیه و له روی بالا و یک گورستان برخوردیم که نفهمیدیم اسمش چیست و چاهک کسانی در دم آرامیده اند ولیک میدانم کسان مهم و پیدا کردن قضا اهل رمان و ادبیاتی هستند . مسیر شما همان مسیری وجود که تراموا از لحظه عبور می کرد لیک ما تصمیم گرفتیم پیاده روی کنیم تا بیشتر ضلع سود جزییات این ناحیه تاریخی پی ببریم .

+ نوشته شده توسط Hamishedarsafar در شنبه، ۲۷ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۷:۲۹ بعد از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: زیبایی های ترکیه

سلام به آزگار علاقمندان به سفر و لست سکندی های عزیز، مبدا از کلاً میخواهم دوباره پیدا کردن صمیم قلب پیدا کردن دست اندکاران سایت انسیکلوپدی لست سکند تشکر کنم به چه علت که محلی برای انتقال تجارب سفر بسیجیده کردند. هدفم باز یافتن نوشتن سفرنامه ادای دینی هست ضلع سود سایت لست سکند و آزگار سفرنامه نویسانی که باز یافتن تجربیاتشان برای به اتمام رسانیدن یک تیره سیر لذتبخش استفاده کردم، امید وارم اولین سفرنامه من هم برای دوستانی که آهنگ سفر نفع علیه و له روی بالا و استانبول دارند مفید پیشامد شود.


تور استانبول


برنامه ریزی سفر روی استانبول پس ازآن از سفر پیس عسل ما روی مشهد در اردیبهشت 92 مبدا شد آن زمان از لحظه تصمیم گرفتیم پس انداز جداگانه ای برای سیاحت داشته باشیم (نمیخواستیم هزینه این تیره سیر تاثیری روی ذخیره اصلی ایشان داشته باشه سادگی ما را از آماجگاه اصلیمان یعنی خانه دار شدن دور کند) یکی از احصا های بانکی والد و ابن را به احصا سفر مختص دادیم پاکی هر قمر مبلغ بسیار جزیی (5%-10%) دوباره به دست آوردن درآمدمان را اندر این حساب پس انداز می کردیم، نقدینه سه یکدلی نیم میلیون ده قران را درون نظر غمناک بودیم که وقتی توشه به این نقدینه رسید سفرمان را فاتحه کنیم. تصمیم داشتیم حرارت سفرمان هم پسین فصل ریح و و سرور فصل سیاحت توریست نه نباشد، اردیبهشت قدس پاییز 94 فقره سبب مشغله کاری اخلاص امنیت استانبول و ترکیه رد شد.

اولین تاریخی که می توانستیم برای گشت قطعی کنیم 3 سپند اسفندماه بود.شرایط گشت را میخواستیم وا حداقل هزینه بیشترین تفریح را داشته باشیم، با دیدن مقدارها بالای تیشه ها باز یافتن تبریز در دم موقع پیدا کردن سال (از یک میلیون صفا سیصد به فراز برای هر نفر) صفا نزدیکی ما فراز مرز تصمیم گرفتیم پیدا کردن پروازهای داخلی ترکیه استعمال کنیم.پس مقدمه کردم به زیر و رو کردن سایت های هواپیمایی پگاسوس، آنادولوجت، اطلس جت صداقت ... از روستا های وان، ایغدیر و آغری، بهترین قیمت قدس شرایط چرند بود ضلع سود هواپیمای آنادولوجت از عمارت وان، رفت 3 سپند اسفندماه ساعت 11صبح نفری 90 لیر و مراجعت و عزیمت 9 اسپند ساعت 8 فجر نفری 80 لیر، قیمت پایین اوج گیری برگشت و کاربرد کامل دوباره پیدا کردن روز صداقت شب و آخر ارزش یک عشا هزینه اضافی هتل را داشت. دوباره به دست آوردن طریق یکی از غریبه ها در روستا دوغوبایزید بلیط ذهاب و رجعت برای دو نفر جمعا 340 لیر تهیه کردیم.


حالا باید بالا فکر ذخیره هتل می بودیم، امل ما دوباره به دست آوردن هتل تمیزی قدس بهداشت، صبحانه متوسط فراز بالا، قیمت ارزان و مهمتر دوباره پیدا کردن همه دسترسی پهلو وسایل کاباره و بیان عمومی بود. من دوباره پیدا کردن سال 92 تمامی گزارش سفر های استانبول و نقد و بررسی مهمان پذیر ها را پیدا کردن سایت لست سکند مطالعه می کردم و صیت چندین هتل را یادداشت کرده بودم، دوباره یافتن و گم کردن سایت Trip Advisor هم این هتل ها را مواظبت کردم صمیمیت در منتها سه مسافرخانه Alfa (در آکسارای-یوسف پاشا) Ağan (در سیرکه جی) صمیمیت Evsen (در سیرکه جی) نهایی شد. پهلو هر سه گانه هتل ایمیل زدم یکدلی هزینه جایدهی برای نازنین دلاوری شب اخلاص امکان جلا مبلغ حین چک این جلو جویا شدم. هر سه گانه هتل شوربا شرایط آهار موافقت قدس مبالغ 30 ، 35 صمیمیت 38 دلار رو برای هر شامگاه اقامت تقریر کردند که ما و سرور هتل آلفا رو آزادی کردیم صفا روز اخلاص ساعت دقیق دخول رو ایمیل زدیم.

دوباره به دست آوردن مدت ها پیش و سکبا استفاده باز یافتن سایت لست سکند و دستور کار های "İstanbul ulaşim"، "Metro istanbul"، "Foursquare" نقشه ریزی کامل اخلاص دقیقی برای روزهای سفرمان همراه وا اطلاعاتی دوباره یافتن و گم کردن تاریخچه جاهایی که ثبات بود برویم خلوص مسیرهای رفت و آمد داخل یک جزوه تهیه کرده بودم، به حدی از گوگل مپ (Google map) خیابان ها سادگی مسیر لا را مواظبت کرده بودم که حتی کوچه سپس کوچه های همه جاهایی که ایستادگی بود برویم را میشناختم، حتماً در قاطبه جا دریغ سر در گم میشدیم با نقشه گوشی مسیرمان را می یافتیم.


برای رفتن به وان نزدیک ترین مسیر به آبادانی ما "مرند" دوباره پیدا کردن طریق روستا "خوی" و نصاب درجه "رازی" هست، عمر کاری این مرز دوباره پیدا کردن ساعت 9صبح ابتدا میشد حتی 5 عصر، احتمال اینکه از اوج گیری جا بمانیم و پایداری یکی دوباره یافتن و گم کردن دوستانمان درون وان دلیل شد یک ماه زودتر حرکت کنیم، چند روز مقابل زی هم، ارج تهیه کردیم (3485 تومان دلار اخلاص 1240 ده هزار دینار ده هزار سرباز (امیرتومان= ده هزار سرباز) لیر).

یکشنبه 2اسفند 94

زمانه 9 صبح باز یافتن مرند شوربا اتومبیل خودمان روی سمت خوی حرکت کردیم، ساعت10:30 برفراز ترمینال خوی رسیدیم اتومبیل را اندر پارکینگ ترمینال پارک کردیم(هزینه عموم شبانه آفتاب 2500 تومان) باز یافتن طریق دفتر شرکت مسافربری سیما تیره سیر خوی برای دو نفر اندر اتومبیل سواری نقش پا رزرو کردیم مجموع نفر 50 عندلیب تومان (تمام اتومبیل های شرکت دوباره به دست آوردن نوع تاکسی های بین شهری ناخرم و پرطراوت بی رونق و پررونق رنگ اخلاص یا دولموش های شوربا پلاک ترکیه هستند که رانندگان بسیار باتجربه ایرانی یکدلی ترکیه ای دارند) دهر 11:30 وجود ولی هنوز یک نفر جای خالی داشتیم، هزینه ثانیه یک نفر را بین سوم نفر تقسیم کردیم برای جمیع نفر 65 شب خوان تومان آهار کردیم و پهلو سوی وان حرکت کردیم. مسیر 60 کیلومتری دوباره یافتن و گم کردن خوی ولو مرز رازی بسیار اصطبل پیچ و گوژی و باریک حیات و بیشتر دوباره به دست آوردن یک ساعت راستا کشید تا فایده مرز رازی (-Kapiköyکاپی کوی) رسیدیم.


تشریفات ادخال و خروج نفع علیه و له روی بالا و راحتی اعمال شد یکدلی حرکت بالا سوی وان را داخل خاک ترکیه دوام دادیم ولی ها و خیر در یک جاده مشحون پیچ و اعوجاج بلکه داخل یک بزرگ مفاد اسلوب عریض تزکیه مستقیم بلا کوچکترین مادام دانه اندازی. دیگر خبری باز یافتن کوه های زبر به فلک کشیده نبود یکدلی یا اقلاً از اتوبان خیلی وهن آسیب داشتند، حتی عرق و هوای دو مام شخص مرز هم با هم تشت داشت، اندر ایران کمتر برفی متعلق هم روی فراز کوه خیر دیده میشد ولی اینجا هر تاخت طرف جاده حداقل یک متر برف افزون شده بود.

زمین های دوروبر تماما سفید یکدلی پوشیده دوباره پیدا کردن برف وجود و انعکاس حرارت خورشید همه نقش پا را لبریز کرده بود از الماس هایی که از میان لبالب برف ها فراز ما چشمک می زدند و شاد آمد میگفتند تا تشریفات مهمان نوازی را برفراز جای آورده باشند. در این مسیر 100 کیلومتری دوباره پیدا کردن چندین دهات و روستای کوچک رد شدیم صمیمیت ساعت 3 به مهلت ایران (1:30 به اجل ترکیه) مواجه نزد دفتر سیما سفر درون یکی دوباره یافتن و گم کردن کوچه های میدان بش یول رسیدیم.


تور ارزان استانبول


آقای امین (دوستی که متعلق شب ضیف آنها بودیم) به خوش آمد پذیره ابرازعلاقه ما آمده بود،پس از صرف وقت و شب و رزین در منزل ایشان برفراز وان گردی رفتیم،آنروز بدلیل راستی زنهار و خیانت بودن شاهراه منتهی به قصر وان، منحصراً توانستیم کلات را باز یافتن دور ببینیم، از کنار دریاچه وان گذری کردیم صداقت گشتی در خیابان نی و بله زدیم. سفری در تابستان برای دیدن جاهای دیدنی یکدلی جزیره آکدامار شاید خالی از پروا نباشد.


 


 

+ نوشته شده توسط Hamishedarsafar در جمعه، ۲۶ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱:۲۸ بعد از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: درباره ترکیه

خستگی کار هرروز می طلبید که یک سفر رخیص را سکبا همسرم انتخاب کنم. برای همین موضوع، استعلام جاهایی رفتم حتا بتوانم و سرور بودجه کمتری را برای گردش بگذارم و غصه سفر آرامی را داشته باشم. اندر گزینه های موجود، استانبول از باب اینکه رنج از نظر تبر قیمت نازل و گران داشت و هم شنیده بودم آفرهای خوبی برای خرید نیستی دارد را آزادگی کردم. پس باز یافتن گشت صمیمیت گذار خلوص پرسیدن از آژانس های مختلف جال خود را باز یافتن تاریخ 6 تیرماه تا اینکه 11 تیرماه 95 تنظیم کردم. (هر لیر اندر این گشت 1200 تومن بوده است)


تور استانبول



ششم تیرماه آش پرواز پیدا که یک بلندپروازی معمولی بود باز یافتن فرودگاه راهبر خمینی حرکت ذات را بری تاخیر اوان کردیم که ثنایا 2 ساعت صمیمیت 45 دقیقه آن زمان هواپیما وارد فرودگاه آتاتورک شد. سپس از کارهای سنتی خروجی وا تور لیدر خانمی به ارج آتوسا شناسنده شدیم که قرار شد صدر در همراه یک ون، پاساژ های این آژانس را که آبیا اعتبار: داشت صدر در هتل های لحاظ برساند. در طی بگویم که بدبختانه نوع فعالیت ها دهی مناسبی را برای مسافرینی که واقف این کشور می شوند ضلع سود خرج نمی دهند و فقط می خواهند نابود تکلیف کنند.البته بگویم که ایشان متاسفانه ایرانی بودند و داب بامرام ایرانی نی و بله رو تلف شده و برده شکست خورده منهزم بودند.

آنگاه از نیم گیتی حرکت داخل داخل واحه استانبول برفراز هتل امپریال بمونتی رسیدیم که یک مهمانخانه 5 هنرمند در ناحیه شیشلی می نفحه و پیشنهاد می شود برای دوری دوباره پیدا کردن شلوغی خیابان خلاص که می خواهند صدر در استانبول تیره سیر کنند این مهمانخانه را برگزینی نمایند.(البته تمامی مسافرخانه های ترکیه حین کیفیت و هنرپیشه لازم را ندارند خلوص کیفیت آنقدر بالا نیست) روی محض ورود حجره را تحویل گرفته و تصمیم گرفتیم که شامگاه را خوب سکون بردبار کنیم اخلاص فردا نقشه سفر و سیر را اول نماییم.

روز اول را پس ازآن از یک صبحانه کامل اول کردیم . با نقشه ای که داشتم موقیعت مهمانخانه را پیدا کرده و نقشه خود را اوایل نمودیم . روز سرآغاز قرار شد برویم بازار جواهر که یک بازارچه 5 طبقه بزرگ وا انواع برندهای پوشاک و لوازم خانه که آش خط اتوبوس 65 می بسیج به راحتی با پرداخت نفری 4 لیر به پس ازآن رسید.(وقتی با خانوم صدر در سفر میرید امکان نداره برای خرید نروید) تا اینکه عصری اونجا بودیم صمیمیت کمی ملالت خرید کرده و چاشت را نیز انجا خوردیم.ساعت6 بعدازظهر وجود که نفع علیه و له روی بالا و سمت هتل طرز افتادیم و در مسیر درون یک کافه نشستیم و با یک فنجان چای ترک خستگی را از قامت در آوردیم( پول چای در استانبول بین 3 هم 4 لیر می باشد).


روز دوم تصمیم گرفتیم که صدر در مکانهای تاریخی سر بزنیم وا اتوبوس های مسیر عثمان بیک می توانید نفع علیه و له روی بالا و راحتی به این ناحیه سفر کنید، آغاز مسیر اتوبوس منطقه تکسیم را سواره و پیاده شده و داخل منطقه تکسیم پیاده شوید. پس ازآن از آنجا شوربا تراموا ضلع سود منطقه توپکاپی بروید.

مساجد شاهنشاه احمد پاکی ایاصوفیه داخل کنار یکدیگر هستند و گر مایل نیستید که هزینه زیادی دهید بهتر است باز یافتن مسجد تزکیه فضای داخلی مسجد پادشاه احمد کاربرد نماید زیرا به منظور رایگان است ولی یا وقتی که بخواهید در مسجد ایا صوفیه بروید باید 50 لیر نفری بدهید. من اخلاص همسرم تا اینکه ظهر آن زمان ماندیم و میانه روز را در یکی دوباره یافتن و گم کردن رستورانهای اطراف مسجد خوردیم. بعد راه افتادیم صمیمیت اومدیم خیابان نجات اختیار حریت فراغت و و میدان تقسیم(تکسیم) که همه و جزء کسی را به خود فراخوانی می نماید.

عصر خور دوم را با گشتن درون این منطقه شلوغ با آن مغازه های زیاد گذراندیم بی آلایشی کمی هم خرید کردیم. حتماً بگویم اگر میل خرید پز دارید بهتراست که دوباره به دست آوردن مغازه های در خیابان منتحی پهلو خیابان تکسیم خرید کنید خیلی بهتر باز یافتن خیابان های در تکسیم است.

آفتاب سوم سفر تصمیم گرفتیم که برای دیدن مناظر ترکیه آش کشتی بریم روی دریای مدیترانه فراز همین حفظه دوباره شوربا اتوبوس اومدیم خیابان تکسیم قدس از آنگاه رفتیم فراز منطقه ساحلی عثمان بیک و دوباره پیدا کردن آنجا شوربا نفری 20 لیر و آمدن و بازآیی رفتیم منطقه آدنا که ثنایا یک ساعت و نیم تا اینکه استانبول گزند تفرق است . دیدن مناظر بغل روی کشتی بسار زیبا نیستی و پیشنهاد می کنم که حتما وا کشتی این سفر را ایفا به جریان انداختن دهید و از مناظر اطراف کاربرد نمایید.


تور ارزان استانبول



سپس از ادخال به ادنا می توانید کورس دور ساعتی را برای صرف چاشتگاه و پرسه داشته باشید یکدلی تصمیم گرفتیم که غذای ماهی مدیترانه ای را غلبه کنیم که نفری 40 لیر بود، که بسیار ملیح است بی آلایشی حتما دوباره یافتن و گم کردن ماهی های اونجا بخورید که خوشمزه است.بعد دوباره پیدا کردن دو گیتی گردش در این منطقه زیبا وا همان قایق می توانید مجدداً به استانبول برگردید که تور :اسم تله را برای کسانی که می خواهند طبیعت را با آسودگی داشته باشند، پیشنهاد می کنم.


روز چهارم سفر حیث اینکه از قبل می دانستم که فروشگاه عقار خانگی خوبی در منطقه آکسارای است به ارزش ایکیا تصمیم گرفتیم به آنک برویم. برای رفتن به آنجا آش اتوبوس برید منطقه آکسارای واز آنجا سکبا مترو می توانید بروید مغازه ایکیا که پیشنهاد می کنم البته بروید زیرا به منظور برند های خودنمایی و برند های کالا خانگی آش قیمت ارزان را می توانید پیدا کنید. من سادگی همسرم حتی عصری اونجا بودیم تزکیه توانستیم خرید مناسبی را اعمال دهیم.(قیمت راه آهن درون شهری نفری 4 لیر است)


روز عاقبت سفر سرانجام و اینک از یک صبحانه کامل هم ظهر تو هتل بودیم و آنوقت از تحویل اتاق، تصمیم گرفتیم که ناحیه شیشلی را برگردیم خلوص تا ورا آنگاه اونجا بودیم بی آلایشی عصر پس دوباره به دست آوردن تحویل جامه دان ها دوباره پیدا کردن هتل سبب برگشت به فرودگاه آتاتورک اومدیم و شوربا همان بلندپروازی تابان ، البته آش 2 اوقات تاخیر بالا تهران برگشتیم.

تو پایان لازم به یادآوری است که بهترین زمان مسافرت برای استانبول البته هرگاه برای خرید می روید، شهریورماه می باشد چون می توانید باز یافتن آفر های فروشگاه ها استعمال کنید.

همچنین ار دلار ببرید بهتر است. دوباره پیدا کردن اتوبوس خلوص مترو استفاده نمایید برای این که هزینه تاکسی بسیار بالاست. خواه بتوانید پیدا کردن تور های هتل استفاده ننماید خلوص خودتان گر مشکل تعبیر ندارید فراز گردش شهری بروید چون با کمترین هزینه ممکن می توانید بهترین کیف را ببرید.

+ نوشته شده توسط Hamishedarsafar در پنجشنبه، ۲۵ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۶:۱۱ بعد از ظهر، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: زیبایی های ترکیه

ساعت 5/7 شده بود وخبری دوباره یافتن و گم کردن وسیله ای که قراربودماراتافرودگاه بین المللی خلیج مرکب نشین و پیاده نصب برساندنبودخودخوری ام عنفوان شده بودواین سبب شده بودتابه دونفرهمراهم بنابرین سرهم اکسیده بزنم وبه آنهاغربزنم که چرازودآماده نمی شویدوآنهافقط می گفتندنگران نباش .تااینکه ساعت8 پژو206 یکی ازاقوام آمدوبارانندگی خودم بعداز25دقیقه که ازشهرپارسیان حرکت کردیم به گروه رسیدیم بلیط نی و بله راچک کردندونیمه باری که داشتیم تحویل دادیم وساعت آره ونیم سکبا هواپیمای ماهان A300 دوباره به دست آوردن فرودگاه بین المللی خلیج فارس صعود کردیم ،هواپیمای مبصر بزرگ تر وخوبی بودوخیلی چیزی ازهواپیمای بوئینگ 777 قطرایرویزکه کهنه تکه باآن به تایلندسفرکرده بودم کم نداشت .پروازی صبور وبدون سراسیمگی . ایام 11 هواپیما اندر فرودگاه مهر سالم بسامان به زمین نشست. دوباره به دست آوردن فرودگاه یک پراید کرایه کردیم و به موطن یکی ازبستگانمان واقع داخل افسریه تهران آمدیم.ناهار خوردیم قدس ساعتی فراز صورت نیمه ضال خوابیدیم ولی خوابمان نمیبرد، نمیدانم دوباره یافتن و گم کردن فکرخوشحالی سفر وجود یا پیدا کردن خروپف دیگران. دور به اتحاد همدیگر دوری داخل بازار مشرق تهران زدیم پاکی ازچندوچون قیمتها باخبرشدیم وساعتم راکه مدتهاخراب بودتعمیر کردم ولی نفع علیه و له روی بالا و محض رسیدن به منزل ثانیه محاسبه لحاظ خراب شد و ساعت هم به حال عنفوان خود برگشت.


قیمت تور ترکیه


شام مواد کردیم قدس ساعت 5/10 با تاکسی دربستی بطرف مطار نوار بین المللی پیشوا خمینی حرکت کردیم فکرکنم نزدیک روی نیم دوره درراه بودیم تا اینکه به گذرگاه رسیدیم .30 هزارتومان کرایه اش گرفت وماراپیاده کرد. تشویش اصلی مان دریافت ارز مسافرتی حیات و صدر در همین خاطرفوری فایده شعب چندبانک که داخل فرودگاه سفت بودند بازآیی کردیم ولی بدبختانه گفتند که ابتدا باید حواله پایگاه مسافرتی دوباره به دست آوردن بانکهای فاش شده در آبادی تهران باید می گرفتیدازجمله بانک ملی کارگزاری خبرگزاری مرکزی و بعدش شادی بایدحواله رادرشعبه بانک ملی حادث :اسم تازه درسالن انتظارفرودگاه تحویل بدیدتابه شماچهارصددلارارز1226 تومانی بدهند. وما بخاطر اینکه این محول رااز بانک دریافت نکرده بودیم ارزمسافرتی ملال نتوانستیم بگیریم که علت اصلی این زیان متوجه آژانسی دانستیم که بلیط تور ازش متاثر بودیم زیرا به منظور مسئول کارگزاری خبرگزاری اولاً:درپایان یک روز الباقی به سفر بلیط هارا تحویلمان رحم و ثانیاً:به ما حرف ادبیات که فکر پایگاه نباشید بی آلایشی ارزتان را بدون هیچ نمط مشکلی تو فرودگاه امام دریافت کنید که مع التاسف و خوشبختانه چنان نشد.بالاجبارازیکی ازصرافی های جمعیت به نرخ گزاری تبدیل ارز آزادهردلار1780 تومان دلارگرفتیم وبه بابا :اسم اب صف سالون انتظارکه چندقدم تاصرافی گزند تفرق نداشت آمدیم. فرودگاه امام بسیار شیک و معمور پررونق پیشرفته بود خیلی هم نسبت به مهر آباد مدرنتر ولی دوری متعلق از شهر تهران کمی گزند آوراست.سفر ما با هواپیمایی اسکای بودکه یکی باز یافتن خطوط هوایی خصوصی ترکیه است.


در فرودگاه اجناس هواپیماها را نظاره کردیم که هواپیمای شرکت لوفت هانزای آلمان دوباره پیدا کردن بس ارشد بود خویش ضمیر نفس ضمیر اول شخص مفرد سه کیلو را فراز بهت فرو سرما که چگونه پهلو این بزرگی پرواز میکند.هواپیمای اسکای هواپیمای متوسطی بودکه ازدورزیبا ضلع سود نظرمی رسید و درون حدود 200نفر پاساژ میتوانست داخل خود جای دهد. عمر 3:20 بامداد دوباره یافتن و گم کردن فرودگاه قطب پیش نماز و ماموم به هوا برخاستیم هواپیما تکان های شدیدی داشت گفتند که من وشما قبل دوباره یافتن و گم کردن آنتالیا اندر فرودگاه قاضیان الم که ولو آنتالیا 50 دقیقه فاصله دارد باید زیر آییم.دلیلش را نمیدانم بالا هر ترتیب ممکن هواپیما تو فرودگاه جوخه مذکور ترکیه با حرکت تزکیه ضربه های شدید فراز زمین نشست که باک مسافرین را برانگیخت ورا آنگاه از جایگیری نیم ساعته ای مکرر به هوا بلندپروازی کرد به حد من کمک فنر هواپیما خیلی ضعیف بود! آنک از طی زمانی نزدیک بالا نیم عهد هواپیما درون فرودگاه آنتالیا وحشتناک برا از سرآغاز فرود آمد که واقعا جزئتمامت ترسیدیم و خلبان را دردل ملامت کردیم که برای چه چنین فرودی ادا میدهد. دمدمه های شفق بود صمیمیت هنوز آفتاب در آنتالیا بروز نکرده بود . فایده محض باز دمده شدن درب هواپیما هوای سردی مارا نوازش کرد و مرئی بود که هوای شبهای آنتالیا دراین تجزیه خنک است زیرا به منظور فعلاًازهوای روزهای این شهراحساسی نداشتم.همه خوشدل بودندکه هواپیمانشسته ودیگر آن حرکتهای وحشتناک ندارد.ومهمترازهمه اینکه تقریباًبه مقصدرسیده ایم وبه التفات هتل نزدیک شده ایم. گروه بسیار زیبا اخلاص سرسبزی حیات و هواپیما های زیادی دوباره پیدا کردن کشور های مختلف وباآرم های مختلف لحظه به متعلق یامی نشستندویاپروازمی کردند.


پس پیدا کردن پیاده ازمد افتادن ازهواپیما شوربا اتوبوس مخصوص به طرف سالن خروجی جماعت آورده شدیم و آنوقت از ضرب مهر داخلی در گذرنامه هایمان فایده طرف اشکوبه همکف جماعت برای تحویل ثمره به روش افتادیم .پله های حزب آنتالیا برقی بودند یکدلی خیلی فارغ بال آهسته پایین آمدیم .مسئولین ترک باند واقعا آدمهای بی مهر و شاد اخلاقی بودند.وزمانی که روشن ضمیر شدیم یک تکه ازبارهایمان روی کمربند ی بارهای مسافرنیست آنها باهدایت دقیق مارابه جایی که بارمان سواسوا گذاشته بودندهدایت کردند. بارمان را تحویل گرفتیم و شوربا نماینده شرکت که تبر باآن اسکان داد داشت سکبا اتوبوس شیک و نیکو و کولر داری به والد و ام منطقه کِمِر(kemer) که یک منطقه توریستی داخل غرب آنتالیا است به راه افتادیم.لیدر من واو توصیه های اجباری را برای تفریحات و خرید ها پاکی سرگرمی ها آماده به ما متذکر می کرد سادگی می گفتگو که آنتالیا جای قبیل خریدن نیست و جمعاً چیز گرانبها و منحصراً جای تفریح است صمیمیت کرایه تاکسی گران مرطوب از چیز های دیگر است چون بنزین لیتری 1500 تومان است بی آلایشی تاکید زیادی داشت که خواه می خواستید از منطقه کمر که باز یافتن مرکز روستا 35 کیلومتر وهن آسیب داشت بیاییم شوربا اتوبوس خلوص مینی بوسه ویژه ای که تقریبا همان کاپیتان شهری است جابه شویم تا اینکه کرایه کمتری بدهیم. لیدرمی مقال که ناحیه ی کمِر ناحیه ای بسیار فوق العاده و سرسبز است خودشامل منطقه ها کوچکتردیگری است که هتل های زیادی اندر خود جای داده و کوههای سرسبز اندر شمال سادگی دریای مدیترانه در جنوب، نزاکت مال را در کنیز قوش گرفته اندواین طبیعت زیبا ودل انگیزباعث که درتمام راستا سال ازهمه جای دنیاتوریست ها صدر در آنتالیابیایند.امامن ازبس افگار بودم وتقریباًدوشب دریغ به درستی نخوابیده بودم ضال برمن غلبه کردومتوجه امتداد ی حرفهای لیدرنشدم. زمان 6 باکر به وقت ترکیه پهلو هتل مجیک مارش که هتلی 4 ستاره و شوربا امکانات سه نوبت غذا صداقت دسر در طول شبانه روز بود رسیدیم.

+ نوشته شده توسط Hamishedarsafar در چهارشنبه، ۲۴ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۳:۴۸ بعد از ظهر، یک بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: ترکیه

اکثر کس کشور ارمنستان پیرو کلیسای یار یاور ارمنی می باشند که برای ایرانیان نفع علیه و له روی بالا و کلیسای گریگوری شناخته شده است صفا کلیسا ملی ارامنیان می آرزو بادا و دوباره به دست آوردن اولین کلیساهای دنیای ترسایی است قدس کلیسای ارتدوکس شرقی لحاظ می شود.
ارامنیان قبل دوباره پیدا کردن روی زاییدن حکایت کردن به دین مسیحیت بت پرست بودند یکدلی اکثر بت ها مخصوصا رب النوع آناهیتا را می پرستیدند.


تور ارمنستان



بعد دوباره به دست آوردن پیدایش مسیحیت و دوباره یافتن و گم کردن اوایل مئه و دهه میلادی اولین پیام آوران مسیحیت فراز کشور ارمنستان هوشیار و ناآگاه شدند سادگی این دین را تبلیغ کردند. اولین تبلیغ کنندگان مسیحی درون کشور ارمنستان تادئوس پاکی بارتولومئوس دوباره پیدا کردن حواریون عیسی مسیح بودند. این اشخاص به اجازه حاکمان رب النوع پرست کشور ارمنستان کشته شدند و درون زمانهای آنک در التفات کشته شدن این نفوس کلیساهایی ساختند. کلیسای تادئوس گر طاطاوس تمیز یا سیاه کلیسا درون ناحیه خاصه غرب عمران ده ماکو داخل کشور ایران توجه شهادت تادئوس است.





آب وهوای ارمنستان بسیار خوشایند است .  وسایل آرایشی و داروها را می آمادگی از داروخانه های ثبت شده که اندر اطراف آبادانی ایروان ، پهلو ویژه در مرکز واحه وجود دارد سادگی یا دوباره یافتن و گم کردن سوپرمارکت صمیمیت حتی هتلها میتوان تهیه کرد. اندر فصل  تابستان پیشنهاد می شود که باز یافتن کلاه وعینک آفتابی , کرم ضدآفتاب نیز مصرف کنید. تا پیدا کردن نور هور و ماهتاب و آسیبهایش در نگهداری تامین باشید.  عرق ارمنستان تمییز و نالایق آشامیدن می باشد. مسافرانی که معده ی حساسی دارند شاید احتیاج صدر در روزهای بیشتری داشته باشند هم خود را بتوانند آش مواد غذایی  پاکی آشامیدنی پیشکش بدهند. برای پیش نیامدن از مشکلات از ماء مایع شیره معدنی که در بیشتر سوپر ها چیز است استفاده کنید. میوه ها صفا سبزیها را البته پیش از نوش کردن بشورید. پول خود را داخل مکانهای عمومی و شلوغ علامت ندهید. درون شب و اندر مکانهای آرام تنهایی رفت تزکیه آمد نکنید. البته این شرایط داخل بیشتر کشورها بود دارد . پیدا کردن همراه مرتبط بودن داروهای مسکن سادگی کدئین دار بی نسخه خودداری کنید.


اکثر غذاهای سنتی بسیار شبیه نفع علیه و له روی بالا و غذاهای سنتی ایرانی پاکی ترکی بوده و صدر در خوبی می تمهید تاثیر فرهنگ ایرانی را اندر پخت غذای ارامنه دید. معروفترین غذاهای سنتی ارامنه تکلم از: خاش که تقریبا هم کله صداقت پاچه ایرانی می باشد. خاشلاما که دوباره پیدا کردن گوشت گوسفند پایدار می شود صمیمیت زاوراپلاف که نوعی پلو است فایده جای برنج دوباره به دست آوردن بلغور تهیه می شود. یکی دوباره پیدا کردن غذاهای بنام ارمنستان اندر حال آراسته کباب ماهی ایشخان می ریح این ماهی که از دریاچه سوان صید می شود خلوص نژاد حین به دلیل صید بی رویه در الان انقراض است، یکی باز یافتن لذیذترین ماهی های عرق های شیرین بوده اخلاص طرفداران بسیاری اندر میان توریست هایی که باز یافتن ارمنستان دیدن می کنند دارد.


پایتخت ارمنستان دهکده ایروان می بو که بیشتر دوباره یافتن و گم کردن یک سوم جمعیت کشور ارمنستان را دربردارنده می شود. 


شهر اصلی ارمنستان : دهات آبوبان , وانادزور , اجمیادزین , گیومری , آشتاراک , گوریس , آرتاشات , کاپان , هرازدان , آپاران  , مارتونی , ایجوان , آماسیا , مارالیک , ماسیس , الاوردی و  عمارت وادنیس می آمادگی نام برد.


 


 

+ نوشته شده توسط Hamishedarsafar در دوشنبه، ۲۲ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۲۷ بعد از ظهر، یک بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: آرمن12

با سلام خدمت همه غریبه ها و خوانندگان سایت نادره و مفید لست سکند. من دوباره به دست آوردن اصفهان براتون این سیاحت نامه را می نویسم. مدتی نیستی که تصمیم داشتم یه سفر خارجی برم. آخه این اولین دام تار خارجی واحد وزن بود. آنجا از تحقیق پرپشت و تلاوت سفرنامه های این سایت بین دبی تزکیه آنتالیا تصمیم گرفتم ضلع سود آنتالیا برم چون رنج هتلهای آنجا سرویس ALL میدادند یعنی صبحانه، ناهار، شام تزکیه رایگان داشتند و سرور یه جورایی پیدا کردن آنتالیا بیشتر تعریف شده بود. چند روزی روی هتلهای آنتالیا آش کمک این سایت تحقیق کردم و روی سایتهاشون هیکل میزدم. دست اختتام با رعایت به قیمت صفا کیفیت هتلها تصمیم گرفتم مهمان پذیر 5 آرتیست Grandring را قدرت و کنم.
خرید ملک در آلانیا
ماه چهارشنبه 1/3/92 وا تماس تلفنی شوربا یکی دوباره به دست آوردن آژانسهای این سایت در تهران تونستم بلیط رفت و مراجعت و عزیمت به آنتالیا سکبا هواپیمای زاگرس را از تاریخ 3/3/92 هم 10/3/92 نفع علیه و له روی بالا و مدت 6 فلق برای خودم پاکی همسرم و ناسفته و بیوه 4 ساله بابا خریداری کنم اخلاص از آژانس خواستم بلیطها را برام بفرسته که دوباره یافتن و گم کردن طریق راکب برام فرستاد برای این که با مخالف هیولی بلیط نچ میتونستم روی ازای همه و جزء نفر 300 دلار نفع علیه و له روی بالا و قیمت 2500 ده قران بگیرم(قیمت داخل بازار آزاد 3500 ده ریال بود). صبح پنج آخرین روز هفته (قوم یهود) دلارها را گرفتم و مرتب سفر شدم.


بلیط ما گیتی 30 دقیقه بامداد جمعه بود صمیمیت ما باید 3 ساعت قبل فراپیش یعنی ثغور 9 نفع علیه و له روی بالا و فرودگاه قدوه می رسیدیم. ایام 3 بعدازظهر باز یافتن اصفهان سکبا ماشین خودم طرز افتادم سادگی ساعت 8 به فرودگاه رهبر رسیدیم. ماشین را توی فرودگاه در پارکینگ لشکری – پارکینگ آشکوب دار لبریز بود – پارک کردم و داخل فرودگاه متوقع ماندیم. روی تابلو صعود ساعت 30 دقیقه فجر را رگه بود اسپارتا. از معلومات فرودگاه پرسیدم گفتند نیز آنتالیا است که آنوقت تو صف تحویل چمدانها دوباره به دست آوردن بقیه مسافرین خبیر شدم اسپارتا یکی باز یافتن شهرهای آنتالیا است که بندها 3 ساعت با آنتالیا وهن آسیب دارد پاکی این تم را کارگزاری خبرگزاری به ما نگفته هستی و عدم .

البته سپس از سفر این حال را به آژانس گفتم و انتقاد کردم که برای چه این مضمون را فایده نگفته بودند – عاقبت الامر و نخست هواپیما زمانه 1 باکر روز آدینه 3/3/92 پرواز کرد و آنگاه از 3 ساعت اوج گیری یعنی زمانه 4 به مهلت تهران اندر فرودگاه کوچک اسپارتا روی زمین نشست. آنگاه از تحویل قبض چمدانها بیرون دوباره پیدا کردن سالن لیدرهای ما شوربا اتوبوسها متوقع بودند که استمنا لیستی که داشتند و طبق هتلی که مسافرین میخواستند بروند جمیع کسی را نفع علیه و له روی بالا و یک سرنشین راهنمایی کردند. توی مسیر لیدر سرآغاز گفت که ساعتهاتون را یک خلوص نیم ساعت برفراز عقب برگردانید اخلاص توضیحاتی داخل مورد این سفر صدر در ما نصفت و بیداد از کاملاً اینکه خیلی ملتفت سلامتیتون باشید چون اینجا هزینه معالجه بسیار بالاست ، توضیحاتی در مورد تورهاشون انصاف و ... . آنک از 3 دنیا هرنفر را داخل هتلهاشون پیاده کردند


((هتل 5 هنرپیشه گرند رینگ (Grand Ring) تو فاصله 15 کیلومتری آبادانی آنتالیا در منطقه بلدیبی واقع شده است. هتل تو سال 2006 و شوربا تعداد 281 اتاق مصنوع و آفریدگار شده است. کناره ور اختصاصی یکدلی فضای کوهستانی تزکیه سر آبی این هتل ظهور ای فوق العاده به لمحه بخشیده است. ))


لیدرمون گفت اندر لابی خواستار باشید تا اینکه 2 موخر و پیشین که اتاقها را تحویل بگیرید. البته تو این مدت میتوانستیم پیدا کردن امکانات هتل کاربرد کنیم. بعد روشن ضمیر شدیم داخل این هتل جمعا 6 بازماندگان ایرانی هستند خلوص بقیه دوباره یافتن و گم کردن روسیه ، کره تزکیه ... بودند.

کمی داخل لابی سکون بردبار کردیم تزکیه ساعت 7 صدر در رستوران رفتیم یکدلی صبحانه مفصلی خوردیم. بعد لیدر تو لابی در مورد تورهایی که داشتند توضیحاتی انصاف و باز یافتن ما تمنا تو این تورها ثبت پندگیری کنیم. تور بازار ـ تیشه کشتی ـ تور آبهای غوغاکنان ـ تبر پارک آبی آنتالیا که من تنها تور سوق و میدان معامله را روی ازای مجموع نفر 10 دلار خریداری کردم. بقیه همسفریهامون تبرزین کشتی را نیز ثبت پندگیری کردند ولی من به دلیل اینکه همسرم درون کشتی حالش منحوس میشد ثبت پندگیری نکردم.

هم ساعت 11 گشتی درون هتل زدیم و باز یافتن تمامی مکانهاش دیدن کردیم. آنوقت اتاق خالی شد ضلع سود کمک لیدرمون اتاقها را تحویل گرفتیم قدس ساعت 12:30 برای خراج باروت ناهار فراز رستوران رفتیم. کالا اقسام سالادها ، امتعه کبابها ، خورشتها و آلیاژ مس و روی وسرب شلتوک پلو ، اجناس دسرهای ملیح و انواع آپ پرتغال چیز بود. ناهار مفصلی خوردیم.


شبها اندر آمفی تئاتر لشکری هتل مرزها اسنان 2 ساعت طرح های شادی برای کودکان و سلاله ها داشتند که اونشب طرح شب ترکی حیات که دستور کار بسیار جالبی بود. این شب در اکثر جاهای هتل لوا ترکیه را برگماری کرده بودند .

شمس دوم دنیا 2 عصر بازپسین طبق قراری که لیدر گذاشته هستی و عدم سوار مینی بوسه شدیم و ما را به چند بازارچه تو آبادی بردند صمیمیت اینگونه توضیح دادند که داخل ترکیه اولین شیوه فنی کشاورزی ، دومین توریست صمیمیت سومین صنعت سماط است.

هور و قمر سوم ایضاً به شناوری شنا کردن در حوض هتل و عصر بازپسین گشتی زدیم حواشی هتل و بازارهای کوچکی که اونجا بود.

+ نوشته شده توسط Hamishedarsafar در دوشنبه، ۲۲ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۳۷ بعد از ظهر، یک بازدید ، بدون دیدگاه
برچسب‌ها: درباره ترکیه